Fade side of world


Гео и язык канала: не указан, не указан
Категория: не указана


"New life"
(Rainy night سابق)
Talk :
Baran: https://telegram.me/BiChatBot?start=sc-571052-f6KxPAY
Omid:
https://telegram.me/BiChatBot?start=sc-1032228-IdQVBTU

Связанные каналы

Гео и язык канала
не указан, не указан
Категория
не указана
Статистика
Фильтр публикаций


Репост из: @BiChatBot


به عنوان کسی که تا الان با هیچ فیلم و سریالی گریه نکرده بود یکم برام عجیبه که با قسمت آخر ونزدی گریه کردم🥲😂


وایییییی واییییی
این زیادی قشنگهههههههه
نسمسمسمسممسممسمسسججسجس
واقعا دانلودششششش


Репост из: ☁️𝒘𝒊𝒏𝒕𝒆𝒓𝒄𝒆𝒂𝒓𝒊𝒈 *اضافی خان۲
یه بگ سیاه برات برمی‌داشتم، کفِش آبنبات‌های کوچیک مشکی رنگ (از این کیوتا که جدیدا توی چالش مشت زنی به همدیگه میدن) می‌ریختم و یه گردنبند گلدستون می‌ذاشتم توی بگ.
چند مدل لاک مشکی (اکلیلی، مات، براق) + یه نامه‌ی ابراز احساسات^^ هم توی بگت جا خوش می‌کردن. گل رز قرمز هم که نباشه اصلا نمیشه، مگه نه؟
https://t.me/letmekisyou


Репост из: "𝗵𝘆𝗎𝗻𝖺
_فور کنید ، وایبتونو طراحی کنم تا شب بزارم.


اولین روز زمستونتون پر از عشق و گرما ✨❄️




و من تا ابد دوستت دارم


شبی رسید که
اسمون عاشق ماه نبود
قاضی عاشق اعدامی شد
نویسنده کلماتش تموم شد
آغوش پر از تنفر شد
قلب خالی از احساس
ذهن لب مرز
اشک سرازیر
خنده تمام


- تو هیچوقت ناراحتم نکردی مومشکی... به جز وقتهایی که خوشحال نیستی، هیچوقت اون چشم‌هات منو نرنجونده، به جز وقت‌هایی که بارونی بودن... هیچوقت لب‌هات به قصد اذیت کردن من به صدا درنیومدن... به جز وقت‌هایی که غم‌هات رو باهام درمیون گذاشتی... میبینی؟ وجود تو هیچوقت
منو ناراحت نمیکنه، بلکه دیدن ناراحتی توئه که قلبمو له میکنه.

-blue and gray 🫧


Репост из: 𝕾𝖊𝖈𝖗𝖊𝖙 𝖇𝖔𝖔𝖐
این پیام رو به چنلاتون فور کنید و منم یه داستان کوتاه ازتون مینویسم(خوشحال میشم ایگنور نکنین)


" اگه حیوون بودی چه حیوونی بودی؟ "
" آخرین باری که گریه کردی کِی بوده ؟ "

باران : صد در صد گربه - امشب

امید :اسب یا سگ( من وفاداریشون رو ستایش میکنم)، چند ماهه پیش

شما : ...


دست در دستانت
خیره در چشمانت
نفس های خارج از ریتم
لرزش لبانم
پیچش صدای نبض در گوش هایم
حکمفرما شدن اضطراب
خجالت های زیر چشم
محبت های پنهانی

به راستی چیست این عشق؟
چیست آن عشق بیتاب کننده ؟
چیست آن آغوش گرم و امان؟

گویی ثانیه ای گذشت و یک عمر دل به نگاهت دادم
خیره بر زمزمه لبانت شدم و مست شرابش گشتم
دست در دستت گذاشتم و سفر عشق آغاز گشت

____

به راستی چه برای‌مان تدارک دیده است؟
مگر می‌شود در این مسیر در خطر نبود؟
مگر می‌شود در تاریکی و ترس نبود؟
درست است،چراغ راهمان هستیم
دستانم را در دستانت حلقه خواهم زد
و ترس های از بین خواهد رفت
مگر می‌شود با تو از چیزی ترسید؟
مگر می‌شود باتو در امان نبود؟
چیست آن عشقِ یار؟
چیست آن آغوش گرمِ یار؟


_____


و امان از پرتو هایی که عشق و امید را با قطره های باران بر سر عاشقان جاری کرد :)


-امان🌿


به امید یزدان ♡


Some times it last in love
But sometimes it hurts instead




خبببب
سوال امشببب
" اگه مجبور باشی در یک جزیره به تنهایی با یک نفر زندگی کنی چه کسی را انتخاب میکنی؟"

باران : چون احتمالا جزیره بخشی از دنیای امانه پس فقط امان هستن دیگه:)

امید : خب من، تو امن ترین فضای زندگیم تا به الان یکنفر رو دارم، و خب خودش میدونه و یا خواهد دانست، پس من با اونی میرم که تنهاییمو باهاش سهیم میشم


شما :...؟


در خاطرت است شامگاهی که بی خبر به شهر کوچک قلبم آمدی؟
رهگذرانه از کوچه های خلوت گذر کردی.
خیال میکردم مانند باقی غریبه ها قبل از طلوع خواهی رفت،
اما تو ماندنی ترین رهگذر این شهر کوچک بودی


نمیدونم بازه زمانی مناسبی هست یا نه ولی

از چه چیزی( فرد،اتفاق و..) بیشترین ترس رو تو زندگیتون دارید؟

خودم؟: من از رها شدن،تنها شدن میترسم
باران؟: نبودش ،خوب نبودن حالش

و شما؟:...


Репост из: ᴍʏ ʟᴇɢᴀᴄʏ
یکی بود یکی نبود
ولی همون ی نفرم رفته
چرا پس کسی نیس؟

Показано 20 последних публикаций.

56

подписчиков
Статистика канала