❡ | #𝐋𝐮𝐧𝐞𝐭𝐭𝐞
| #𝐒𝐰𝐚𝐧𝐋𝐚𝐤𝐞
﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊
سوم اکتبر ۱۹۷۵
صدای ضجهی ویالن سکوت سالن را در هم شکست. نتها به آرامی روی گوش میهمانان مینشستند و آنها را مبهوت رقص آرشه روی سیمهای رنگپریده میکردند.
انگار عشق و غم در هم آمیخته شده بودند و حاصل، نوای غمانگیزی بود که دل سخت سنگ را هم آب میکرد. سیاهی مطلق لباسهای پسر، او را به قویِ سیاهی تشبیه کرده بود که در انتظار جفتش، جانسوزترین ملودی دنیا را مینوازد، به این امید که او را از سرنوشت پس بگیرد.
طلسم عمل کرد. ملودی ویالن نام پسر دیگری را فریاد زد و از گوشهی سالن، پسر ریزجثهای روی صحنه ظاهر شد. با یک حرکت میهمانان میخکوبش شدند. پوست برفی و بدن ظریف و انعطافپذیرش با لباس ساتن سفیدش مدام در جنگ بود...
مثل اینکه قوی سیاه و سفید به هم رسیده بودند، نگاهها روی هماهنگی دو پسر دوخته شده بود.
اولین چرخش؛ چشم ها مجذوب شد!
اولین قدم؛ کسی عاشق شد!
اولین حرکت؛ طلسم جادو عمل کرد!
حالا قوی سیاه میتوانست قسم بخورد که سیمهای ویالن خودبهخود حرکت میکردند. طلسم عشق به سرتاسر وجود مرد پاشیده شد و قطعا تلفیق سیاهیاش با قوی سپید، سرنوشت سیاه و سفیدی را برایش رقم زده بود.
پینوشت: دلتنگش هستم.
﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊
| #𝐓𝐞𝐱𝐭
➺| 𝐋𝐢𝐠𝐡𝐭𝐇𝐨𝐮𝐬𝐞
| #𝐒𝐰𝐚𝐧𝐋𝐚𝐤𝐞
﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊
سوم اکتبر ۱۹۷۵
صدای ضجهی ویالن سکوت سالن را در هم شکست. نتها به آرامی روی گوش میهمانان مینشستند و آنها را مبهوت رقص آرشه روی سیمهای رنگپریده میکردند.
انگار عشق و غم در هم آمیخته شده بودند و حاصل، نوای غمانگیزی بود که دل سخت سنگ را هم آب میکرد. سیاهی مطلق لباسهای پسر، او را به قویِ سیاهی تشبیه کرده بود که در انتظار جفتش، جانسوزترین ملودی دنیا را مینوازد، به این امید که او را از سرنوشت پس بگیرد.
طلسم عمل کرد. ملودی ویالن نام پسر دیگری را فریاد زد و از گوشهی سالن، پسر ریزجثهای روی صحنه ظاهر شد. با یک حرکت میهمانان میخکوبش شدند. پوست برفی و بدن ظریف و انعطافپذیرش با لباس ساتن سفیدش مدام در جنگ بود...
مثل اینکه قوی سیاه و سفید به هم رسیده بودند، نگاهها روی هماهنگی دو پسر دوخته شده بود.
اولین چرخش؛ چشم ها مجذوب شد!
اولین قدم؛ کسی عاشق شد!
اولین حرکت؛ طلسم جادو عمل کرد!
حالا قوی سیاه میتوانست قسم بخورد که سیمهای ویالن خودبهخود حرکت میکردند. طلسم عشق به سرتاسر وجود مرد پاشیده شد و قطعا تلفیق سیاهیاش با قوی سپید، سرنوشت سیاه و سفیدی را برایش رقم زده بود.
پینوشت: دلتنگش هستم.
﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊
| #𝐓𝐞𝐱𝐭
➺| 𝐋𝐢𝐠𝐡𝐭𝐇𝐨𝐮𝐬𝐞