Challenges (Lost town)


Гео и язык канала: не указан, не указан
Категория: не указана


@Old_lost_town challenges!

Связанные каналы

Гео и язык канала
не указан, не указан
Категория
не указана
Статистика
Фильтр публикаций


دیلی خیلی ها فن گرلی و حرف بود و وایب خاصی نداشت برای همین چیزی به ذهنم نرسید و باید تو همون‌ کپشن چالش میگفتم-
درکل مرسی که شرکت کردید خیلیام بعد از خط خوردن‌ گذاشته بودن برای همین نذاشتم و گفتمم که پاک کنن از چنلشون👾
خیلی ممنون که صبر کردید و شرکت‌کردید✨🦭


https://t.me/CassiopeiaIsHere
بخاطر قتل یه بچه که خیلی وقته رو مخت بود و مامان بی عرضه احمقش که تقریبا گند زد تو نصف زندگیت رفتی زندان و خودتم اعتراف کردی و با خونسردی و رضایت رفتی بالای چوب دار.
اگه اعتراف نمیکردی پلیسا نمیتونستن گیرت بیارن و معتقد بودی خیلی مسخرست که بخاطر قتل ۲ تا انگل اعدامت کنن و بجاش باید بهت پاداش و جایزه بدن بابت اینکار خیر در حق بشریت.

(خیلی دیلی زیبایی داری)


@StellaMortuaa
دلم میخواد داستان تورو از سمت یه پلیس بازنشسته شده بگم.
چهارشنبه بود که گزارش دزدیده / گم شدن یه پسر رو دادن و این عجیب بود که یه پسر دزدیده و یا گم میشد! بعد از ۲ هفته به یه مورد مشکوک شدیم که یکی از دوستای اون پسر بود. علت شکمون بهش این بود که دوستاش ادعا میکردن ازون روزی که اون پسر گم شده ندیدنش و خبری ازش نیست.
ما با تیم خودمون به خونه اش که رفتیم متوجه شدیم که تو خونه این دختره (تو) یه کشمکشی بوده و یا یکی داشته شکنجه میشده، خیلی مبهم بود و احتمالات زیادی وجود داشت،وقتی شواهدو مدارکو چک کردیم متوجه تطبیق دی ان ای کسی که تو این خونه بوده و اون پسر شدیم‌‌. خیلی روی این پرونده کار کردیم اما متوجه نشدیم که چه بلایی سر اون پسر و اون دختر اومده و دراصل کی کیو شکنجه میکرده و آیا زنده ان یا نه.
این پرونده یکی از مرموز ترین پرونده های جهانه که هنوز که هنوزه کسی نتونسته حلش کنه.
فقط بعد از ۶ سال این احتمالو میدیم که دختره پسررو به بدترین شکل‌ممکن مجازات کرده، از همه اطرافیان و دوستان این ۲ شخص که اطلاعات خواستیم فقط فهمیدیم که اون ۲ تا دوستای خیلی خوبی بودن.
دختره خیلی ماهر بوده قطعا دفعه اولش نبوده


@DarkBlueSecrets
با وایبی که ازت گرفتم و شخصیتی که ازت دیدم فکر نکنم بتونی خلاف سنگینی انجام بدی. تواناییشو داری اما انجام نمیدی...
جرمت میتونه رعایت نکردن سرعت و ۱۲۰ تا روندن توی جاده ۸۰ تایی باشه‌.


@memeaily
تو جرمت... قتله
با ماشین یه مرد مسن که داشت سعی میکرد مزاحم (تجاوز و متلک و..) یه دختر ۱۴-۱۵ بشه رو تو عابر پیاده زیر گرفتی.
پلیسم دستگیرت کرد ولی لقب لایت یاگامی رو گرفتی.💀🤝


@UselessWeirdo
ساعت ۲:۴۱ رفته بود بیرون که از خلوتی شهر و تاریکی کوچه ها لذت ببری، البته تنها نبودی با دوست عزیزت "هدفون" بودی و آهنگای موردعلاقتو گوش میدادی‌.
خیلی ریلکس با یه نیشخند محو آروم قدم به قدم جلو میرفتی... داشتی راحتو ادامه میدادی که یه لحظه احساس کردی که ... "اینجا چقدر اشناست"
وقتی سمت راستتو نگاه دیدی که مهدکودک بچگیت اونجاعه، فلش بک خوردی و تمام خاطرات بدی که داشتی یادت اومد...
تصمیم گرفتی قبل ازینکه تو این مهدکودک کوفتی بقیه به سرنوشت تو دچار شن اونجارو آتیش بزنی.
رفتی و از نزدیکترین پمپ بنزین ۲ تا گالون ۴ لیتری بنزین گرفتی و با فندک موردعلاقت که همیشه همراهت بود رفتی سمت مهدکودک... از بچه های کوچیک متنفر بودی ولی به هر حال اتفاقایی که توی اون مهدکودک میوفتاد وحشتناک بود.
از دیوار پریدی و رفتی و بعد از کلی تلاش و فلش بک خوردن اونجارو با موفقیت اتیش زدی و هیچ اثری از خودت به جا نذاشتی.
از شانست اون شب دوربین های امنیتی رو ضبط نبودن و چیزی ضبط نکردن و پلیسم نتونست چیزی پیدا کنه که دستگیرت کنه فقط میدونستن که از کدوم پمپ بنزین گرفتی بنزینارو. (کسی که بهت بنزین داده بود قیافتو یادش نبود)


@no_wherre
روحیه ات خیلی صافته برای انجام جرم ته ته احتمالم میتونه این باشه که بخاطر انداختن یه حیوون آزار تو دریاچه طرف دنبالت کنه و تو فرار کنی.




⭕️ دوستان
فردا ادامشو میزارم خیلی ممنونم‌ که شرکت کردید و صبر کردید هنوز یه ۴۰ تایی مونده💀
و دیگه نمیکشم که امشب بنویسم برای همه

و کسایی که دیلیشون وایب خاصی نداره و فقط صحبت روزمرگیه رو نمیزارم چون نمیتونم خوب تشخیص بدم ...


و اونم از‌پا درمیاد و میوفته روت و با اخرین نفساش و قدرتش چوبو خیلی محکم میکوبه تو قفسه سینت، شخصی که اسلحه دستش بوده دوباره سعی خودشو میکنه و اخرین ماشه تفنگو مستقیم به مغزت راهی میکنه.


@parakasam_luna
یه اکیپ دوست بودید، تو و ۳ نفر دیگه...
بعد از ۸ سال دوستی با هم یروز فهمیدی که هر ۳ بهت کلی دروغ گفتن و کلی کارا کثیف پشت سرت کردن... مانع موفقیتات شدن و تا امروز... همون کسایی که بهشون میگفتی دوست فقط دشمنی در حقت کردن!
ازونجایی که به دروغ حساسیت داشتی و یکی از خط قرمزات بود یه شب تصمیم میگری نقشه بچینی که ازشون انتقام بگیری...
یه مهمونی ترتیب میدی و همرو دعوت میکنی، اونا شوکه میشن که چرا بی دلیل همچین کاری بکنی... گفته بودی که دلت براشون تنگ شده بود و فقط یه دورهمی ساده میخواستی‌ اما... آخر شب یعنی ساعت ۱۲ و ۴۵ دقیقه تو خونه ات با کلی میوه و غذا و شیرینی جسد ۴ نفر پیدا شد، شواهد نشون میداد که کشمکش ایجاد شده بوده و تو به ۲ تاشون شلیک کردی، به نقاط حساس بدنشون.و یکی ازون ۳ تونسته فرار کنه و با چوب بزنه تو نخاعت و بعد به سمت جلو ناخواسته چند قدم برداشتی و برای چند ثانیه بدنت سر شده و افتادی رو زمین اما اونقدر سفت نزده بوده و جای درست رو هدف نگرفته بوده که بیهوشت کنه اسلحه از دستت پرت میشه ازون ۲ نفر یکی اسلحه رو برمیداره و سعی میکنه که بهت شلیک کنه ولی جا خالی میدی و تیر به پشت سریت میخوره - 👇


@miniellow
ازونجایی که آدم مهربونی بودی بچه هایی که خانواده های سمی دارن و یا خانواده هایی دارن که لیاقتشون رو ندارن میدزدیدی و خانواده های خوب براشون پیدا میکردی، افرادی که بچه دار نمیشن، افرادی که میخوان بچه به سرپرستی بگیرن و صلاحیت کاملو دارن و ...
دوستت توی مدرسه های مختلف مشاور بودو ازون طریق بچه هارو پیدا میکردی.
به خاطر همین موضوع بازداشت شدی ولی یکی از بچه ها که خیلی وقت پیش کمکش کرده بودی اومد به دیدنت و نقشه فرار چیدید و موفق شدی فرار کنی و بعد ازون بهت لقب فرشته بچه دزد رو دادن.


@aXguy
تو خیابون بودی و هندزفیری تو گوشت بود آهنگ گوش میدادی که یکی اومد سمتت، هندزفیریتو دراوردی طرف ظاهر باحالی داشت بهش میخورد آدم پایه و شوخی باشه.
گفت که چه اهنگی گوش میدی و توام گفتی که یکی از اوپنینگ های انیمه هست و طرف گفتش که "آها ازین کارتون بچه گونه ها؟ اهنگ دارن؟😂😂😂" محل ندادی و دوباره هندزفیریو گذاشتی تو گوشت و به راهت ادامه دادی طرف دوباره اومد، هندزفیریتو از گوشت کشید بیرون گفت "باشه حالا ناراحت نشو شوخی بود بزار ما هم بشنوییم عمویییی😂😂😂😂" خیلی خودتو کنترل کردی که هیچی نگی و هیچ کاری نکنی و رد شی بری.
ولی طرف انگار ول کن نبود و باز اومد و هندزفیریتو گرفت و کشید و همون ثانیه یکی خوابوندی تو گوشش و گفتی که "مرض داری کثافت؟ گمشو اونطرف تا قبل ازینکه بدتر بزنمت" و طرف ازونجایی که ردی بود از تو جیبش چاقو دراورد و سعی کرد بزنه بهت ولی با یه حرکت سریع دستشو پیچوندی سمت خودش و چاقو تو بازوش فرو رفت، از درد افتاد روی زمین و به خودش میپیچید و تو این فاصله تو فرار کردی.
پلیسا نتونستن ردی ازت پیدا کنن و وقتی از شاهدین اون محل پرسوجو کردن قضیه رو فهمیدن و تمام سلاح‌های اون فردو توقیف کردن و مجوز ندادن بهش.


@EdgeOfBermuda
معلم تاریخ بودی ولی بجای اینکه کتاب تاریخ رو به بچه ها آموزش بدی، فلسفه زندگی و چیزایی که بدرد بخور بود رو بهشون آموزش میدادی و معتقد بودی که این شرورای کتاب تاریخ حتی ۱ صدم تاریخ باشکوه ایران نیست و بعنوان تکلیف تحقیق راجع به تاریخ اصلی ایران میدادی.
معلم موردعلاقه بچه ها بودی ولی وقتی یکی از خانواده ها فهمید که سرکلاس درس اصلی رو درس نمیدی عصبانی شد و ازت شکایت کرد و اخراجت کردن.
مدرسه، مدرسه معروفی بود و وقتی فهمیدن که بهترین معلم اخراج شده انگار که دلیل اصلی معروف و خوب بودن مدرسه رو اخراج کردن و مدرسه و اموزش پرورش برای اینکه دهن مردم رو ببندن و مقام خودشونو از دست ندن تهمت تجاوز بهت زدن و تعداد محدودی خانواده که مخالف کارت بودن تایید کردن.
در نهایت چندماه دستگیر شدی و بعدش با کمک وکیل تونستی آزاد بشی و ثابت کنی بیگناهی اما تحدید ها از طرف مدرسه تمومی نداشت.


طرف شروع کرد به چرتو پرت گفتن که یهو صدای یچیزی توجهتو جلب کرد، صدای پایین اومدن از پله ها بود
چند نفر با چیزای چوبی و اهنی تو دستشون اومدن و دیدی که نقشت جواب نداده، شروع کردن حمله کردن که‌ تفنگتو دراوردی و به یکی ازونا تیر زدی که بترسن و برن عقب و همون لحظه پلیس رسید و دستگیر شدن.
دادگاه تشکیل شد و چندماه بعد به زندگی نرمالت ادامه دادی و دستگیر نشدی چون بهت حمله شده بود و حق دفاع داشتی.

-یکی از همسایه های خونه بغلی که تازه اومده بودن زنگ زده بودن پلیس


@RaidioSilence
همسایه بالاییت تقریبا هرشب پارتی داشت و همش صدای بالا پابین رفتن از راهپله میومد و روزی دست کم ۱۰۰ نفر در خونه تورو میزدن و میگفتن که "مهمونی اینجاست؟" دیگه داشتی دیوونه میشدی. هرروز با صاحب خونه حرف میزدی و تنها چیزی که میگفت این بود "به زودی قراره یه جای جدید کرایه کنیم و ازینجا بریم خیلی متاسفیم که آرامشتون رو بهم زدیم.."
دیگه تقریبا ۲ ماه شده بود و داشتی دیوونه میشدی حتی اهنگاشونم باحال نبود، رفتی دم در خونشون تا برای اخرین بار بگی یا همین الان تمومش کنن یا اینکه پلیس میاد و تموم میکنه... یه چند لحظه دم در وایستادی و فکر کردی...
" اگه در بزنم و تهديد کنم ممکنه شر شه و بهم حمله کنن... اگه زنگ بزنم پلیس بیاد شاید جوونایی باشن که برای اولین بار میان و چیزی مصرف کرده باشن و براشون دردسر شه..." که
تصمیم گرفتی زنگ بزنی ولی بی فایده بود چون صدای تلفونو نشنیدن.
رفتی بالا زنگ درو زدی یکی اومد و درو باز کرد، بهش گفتی که بگه صاحب خونه بیاد.
اون شخص صاحب خونرو صدا زد و وقتی صاحب خونه اومد بهش گفتی که بیاد پایین..
تو طبقه پایین بهش گفتی که همین الان پارتی رو تموم کنه وگرنه زنگ میزنی پلیس - ادامه 👇




اگه عکس چنلتون رو‌ پیدا نمیکنید یعنی هنوز ننوشتم براتون یکم صبر کنید نوبتتون میشه
چون تعداد خیلی زیاده زمانبره💀


You (private channel)
ساعت ۱۲ های شب وقتی بی خبر رفتی خونه پارتنرت که سورپرایزش کنی مچشو موقع خیانت گرفتی...
شروع کرد انکار کردن و گفتن اینکه این یارو داره بهش تجاوز میکنه، ولی چیزی که داشتی میدیدی اصلا شبیه تجاوز نبود و همه جا تزئین شده بود، دادو بیداد کردی داشتی رد میدادی و مغزت نمیتونست قبول کنه همچین چیزیو و رفتی تو آشپزخونه.
کسی که با پارتنرت بود داشت فرار میکرد و دقیقا لحظه ای که دستشو گذاشت روی دستگیره در ازپشت بهش چاقو زدی... دراوردی و ۱۰ بار دیگه هم اینکارو انجام دادی.
وقتی که جسم بی جونش افتاد روی زمین چاقو رو لیس زدی و گفتی که "خونش بدک نیست ولی خون تو باید خیلی خوشمزه تر باشه" به سمت پارتنرت رفتی و با جمله ی "خداحافظ عزیزم" به وحشیانه ترین شکل ممکن به قتل رسوندیش.
بعد از ۱ سال و ۵ ماه تو زندان خوابیدن اعدام شدی و بهت لقب معشوقه‌ خون آشامی رو دادن.


@erenyegaris
بخاطر قاچاق فیگور های انیمه ای و آلبوم های آهنگ بازداشت شدی و همشون رو توقیف کردن و ۳ برابر قیمت همه جنسا جریمه شدی، یکی از مشتری های ثابتت اومد و وثیقه گذاشت و آزادت کرد ولی مجبور شدی قسطی هرماه جریمه رو پرداخت کنی و کل زندگیت به فنا رفت.

* تروخدا ببخش قرار نبود اینطوری شه💀 *

Показано 20 последних публикаций.

17

подписчиков
Статистика канала