Mahsapedia


Гео и язык канала: не указан, не указан
Категория: не указана


سلام. من مهسام. کار و بارم زبان انگلیسیه. یاد میگیرم و یاد میدم؛ گهگاهی هم می‌ترجمم.
تکواندوکار و شناگر قدیم، جوجه‌ باریستا و بارتندر، دانشجوی ادبیات انگلیسی، و به دنبال تجربه‌های جدید!
https://t.me/BiChatBot?start=sc-57041-2ZyCttZ
@Mahsaisherebot

Связанные каналы

Гео и язык канала
не указан, не указан
Категория
не указана
Статистика
Фильтр публикаций


من منکر این نیستم که آدمِ آسیب دیده خیلی وقتا میره توی فاز غم. خیلی وقتا میگه چرا من؟ خیلی وقتا اشک میریزه و با دوستاش درد و دل میکنه‌ و یه وقتایی مودش پایینه. خودمم همینم.‌ مگه من کم اومدم غر زدم از وضعیتم، از دعواهام با خونواده و بلاه بلاه بلاه؟

چیزی که مهمه اینه که این نق زدن و ندای بدبختی و مظلومیت سر دادن، یه چیز دائمی نباشه. رویکرد کلللی طرف برای کللل زندگیش نباشه! درجا نزنه توی مثلا کتک‌هایی که nسال پیش از ننه باباش خورده و در طول ۷ روز، ۸تا صبح تا شبشو با غم و غصه‌ی "آه چه بچه‌ی معصومی بودم!" سر نکنه.
آسیب دیدگی یه بخش خیلیییی عادی توی زندگیه. نوزاد از کانال زایمان هم که میاد بیرون دچار استرس و اضطراب میشه. نمیگم آسیب دیدگی‌هاتونو دایورت کنین... حرفم اینه که "فول تایم" نکنیدشون تو چشم ملت، و دنبال درمانش باشین نه درجا زدن‌ و لذت بردن از بدبختی خودتون و ترحم ملت!
توصیه‌م هم اینه که همچین آدمایی رو اصن باهاشون در ارتباط نباشین. یا غرق میشن تو بدبختی خودشون که از خداشونه، یا تلنگر میشه که آدم شن و قابل معاشرت!


همین چند روز پیش بود که داشتم یک‌جا مینوشتم؛ که بین آدمی که آسیب دیده و طبق روال طبیعی در حال بهتر شدنه؛ و آدمی که آسیب دیده و دوست داره آسیب‌دیده باقی بمونه و مدام آسیب‌دیدگی‌هاش رو فرو میکنه تو چشم ملت، خیلی تفاوت هست. خیلی خیلی زیاد. آدم اولی انکار نمیکنه که یه بلایی سرش اومده، پذیرفتدش و داره سعی میکنه بهتر بشه. درمان بشه. آدم اولی ارزشمنده؛ برای رابطه؛ برای دوستی؛ برای کار؛ برای هرچیزی. آدمی که ترمیم میکنه خودش رو، ارزشمنده. اما آدمی که میخواد توی موضع ضعف بمونه، آدمی که میخواد آسیب‌دیدگیش رو سپری بکنه جلوی همه‌ی انتقادها و نظرها، این آدم از نظر من واااقعا دوزار نمی‌ارزه! آدمی که دوست داره ضعیف بمونه و جلب ترحم کنه رو باید با تیپا از دایره‌ی دوستی انداخت بیرون. اگه تو خونواده‌ همچین آدمی رو دارین که خب تا مدتی نمیشه ازش فرار کرد، اما حواستون باشه تحت تاثیرش قرار نگیرین.‌‌ اما اگر بین دوستاتونه... من جاتون باشم واقعا پرتش میکنم بیرون. به طرز بی‌رحمانه‌ای، آسیبی که میبینه هم برام مهم‌ نیست، چون اون که مظلوم بودن و بدبخت بودن رو دوست داره! :)
#نیمچه_دارک_ساید


از تغییرات باحالِ ایموجیای تلگرام، بذارین اشاره کنم به اینکه قبلتر زن👱‍♀ و مرد👱‍♂ موجود بودن، با رنگ‌های مختلف برای پوست و مو، الان به همه‌ی ایموجی‌های این مدلی؛ یه نان باینری هم اضافه شده :) نه زنه و نه مرد. و چقدر که قشنگه❤️

🧒🧑🧑‍🦱🧑‍🦰👱🧑‍🦳🧑‍🦲🧓👳👮👷💂🕵🧑‍⚕🧑‍🌾🧑‍🍳🧑‍🎓🧑‍🎤🧑‍🏫🧑‍🏭🧑‍💻🧑‍💼🧑‍🔧🧑‍🔬🧑‍🎨🧑‍🚒🧑‍✈️🧑‍🚀🧑‍⚖👰🤵🦸🦹🧑‍🎄🧙🧝🧛🧟🧞🧜🧚🙇💁🙅🙆🙋🧏🤦🤷🙎🙍💇💆🧖🧑‍🦽🧑‍🦼🚶🧑‍🦯🧎🏃🧍


خدا میدونه چقدررر عاشق مکالماتی هستم که به نتیجه برسن. مکالماتی که توش کلی کلنجار بریم، کلی ایده بیان بشه و با دلایل مختلف از نظراتمون دفاع کنیم یا از مواضع اشتباهمون عقب بکشیم. یه وقتایی حس میکنم خوشحالیم به همین نوع مکالمات بنده. به این که تا ۴-۵ صبح با یه دوست بحث کنم. با اینکه با اعضای تیم سر و کله بزنیم و تهش چارتا نکته بنویسیم رو کاغذ :)‌
آخیش.


همیشه یک‌نفر هست که وقتی داری فایل‌هات رو با دقت و به ترتیب آپلود میکنی و میخوای همشون پشت سر هم باشن، با یه تشکر مسخره ترتیبشون رو بهم بزنه! حقیقتا دلم میخواد این بشر رو جر بدم! واقعا میخوام سرشو از تنش جدا کنم. بدبخت OCDدار هم خودتونین😒


:)
#آوا


عای پراببلی هَو نووو عایدیا که اون یه ترم، تو دانشگاه چه غلط‌هایی کردم که استادم اینو میگه🚶🏻‍♀
بخدا من سعی میکردم خیلی نایس و آروم باشم تازه:( شیطنت کجا بود🥺


یکی از چیزایی که باید یاد بگیرم، اینه که نوب بودن آدم‌ها در حیطه‌ای که فعالیت میکنن رو نادیده بگیرم و بخاطر نوب بودن اون‌ها خودمو توی زحمت نندازم.
بارها پیش اومده که دیدم یه نفر در موقعیتی که هست، به خوبی عمل نمی‌کنه. در چنین موقعیت‌هایی، رفتم از وقتم زدم، صفر تا صد اون کار رو یاد گرفتم (چیزی که به دردم نمیخورده در کل) تا به طرف بگم یارو، تو زحمت نکش. بشین سر جات من این کارو انجام میدم فقط تو گند نزن.
بله امپراتریس دایورت کردن، در یک چنین جاهایی به جای دایورت به کفشش، به قلبش دایورت میکنه و بوم! خودشو با کارهای ناقص بقیه خفه میکنه.


حالا هی به من میگین لاکچری‌ای فلانی، تو متنای معرفی محصولی که مینوشتم، اشتباهی نوشتم آیفون ۱۲ درگاه هندزفری داره🚶🏻‍♀ که یعنی من تا حالا آیفون ۱۲ رو از نزدیک ندیدم بدونم هندزفری نمیخوره :)))))


کاش دوستی‌هامون بخاطر پنبه‌ریز و نیوشانیک و فلان و بهمان به چوخ عظمی نره. کاش یاد بگیرین لازم نیست از دوستاتون پول در بیارین. کاش دمنوشای لاغری و شامپوهای ذغالی و ماسک‌های طلا و خرزهره رو نریزین وسط رفاقتا.
اح.


آقا من یادم رفت اینو بذارم پریروز و مراتب ذوقمو اعلام کنم :) هدایای سپی + یه تاب برای طوطی‌ها^-^ اصلا پست‌چی که میاد تا چند روز بعدش شارژم حتی اگه بسته برای من‌ نباشه. برای من باشه که دیگه خرذوقم :)))


یک بنده خدایی اومده میگه فلان کتاب زبان رو داری یا خوندی؟(یکی از همین کتاب‌هایی که در آموزشگاه‌ها تدریس میشه!) بهش گفتم نه ندارم. اسمشم نشنیدم تا حالا.
برگشته میگه پع! تو چه دانشجوی زبانی هستی پس که کتابای زبانو نمیشناسی؟
دلم میخواست اون لحظه این کتاب رو از پهنا بکنم تو... دهنش.
دیشب هم بحث همین بود با استاد د، که یک سری فکر میکنن در رشته‌ی ادبیات انگلیسی، ما فقط زبان انگلیسی یاد میگیریم :))))))))


امشب (دیشب در اصل!) یه صحبت خیلی عالی با سپنتا داشتیم. یه برون‌ریزی کامل نسبت به یه سری از اتفاق‌های اخیر داشتم؛ توی زمانی که باید شنیده میشدم، شنیده شدم، توی زمانی که باید حمایت عاطفی میشدم، شدم، و توی زمانی که باید مسئله رو به صورت منطقی حل میکردیم، حلش کردیم.

مسئله‌ای که برام خیلی بولد و تو چشم بود؛ این بود که ما یک سال پیش، توی دو سه ماه اول رابطه، اصلا همچین توانایی‌ای نداشتیم. ماجرا اینطوری شروع میشد که میذاشتیم از سختی‌ها و ناراحتی‌ها پر شیم؛ بعد توی یک زمان نامناسب برون ریزی میکردیم، بعد از همدیگه ناراحت میشدیم و همدیگه رو تنها میذاشتیم یا زیاد به هم میچسبیدیم، بحث میکردیم و دلیل میاوردیم که "من تحت فشارم! من از سمت‌ خونواده و دانشگاه و خوابگاه و ابر و باد و مه و خورشید و فلک تحت فشارم! تو باید درکم کنی و نیای پیشم برون ریزی کنی!" (اعتراف: این مسخره‌بازیا بیشتر از سمت من بود😂).

الآن اما توی نقطه‌ای از مسیر هستیم که ده برابر یک سال پیش تحت فشاریم و دهنمون داره سرویس میشه‌ از حجم کار و بار و زندگی. اما یاد گرفتیم چطور صحبت کنیم، یاد گرفتیم چطور فضا بدیم، یاد گرفتیم چطور از همدیگه حمایت کنیم. عادت‌های درستی ساختیم. یاد گرفتیم رابطه‌مون رو نسبت به چه چیزهایی در اولویت قرار بدیم و یاد گرفتیم که مسائلمون رو چطوری بدون تلفات حل کنیم.

دارم سعی میکنم وضعیت رو برای کسایی که میان میگن "وای مهسا چطور انقد خوبین؟" شرح بدم. که ما از اولش بهترین و مچ‌ترین کاپل دنیا نبودیم. هیچ‌چیز ثابت و قطعی نبود؛ تنها اصل ثابت رابطه‌مون "میل به تغییر و بهبود" بود.
میخوام بگم ما یک سال پیش شب‌هایی رو داشتیم که از بغض خوابمون نمیبرد و از خودمون میپرسیدیم نکنه طرفمون قراره همیشه همین‌شکلی بمونه و فلان رفتار رو باید تحمل کنم همیشه؟ ترس داشتیم ما هم. بغض کردن‌ها و "نمیخوام الان حرف بزنیم"ها داشتیم. ولی بالاتر از همه‌ی این‌ها، اون میل به تغییر بود که همه‌چیز رو عوض کرد.

امشب اون‌جایی که ازم تشکر کرد بابت فلان‌ تغییرهای رفتاریم، حس غرور کردم. از اینکه این رابطه به من چه چیزایی یاد داده و از من چه آدم بهتری ساخته. از اینکه رشد کردنم و بهتر شدنم دیده میشه. حواسش هست و حواسم هست.

یادمه یکی از همین روانشناس‌های اینستاگرامی میگفت در انتخاب همسر یا پارتنر یا دوست یا هرچی، در نظر بگیرین که این تحفه از اینی که هست بهتر نمیشه. بهتر که هیچ، ۱۰-۲۰ درصد بدتر هم میشه. ببین میتونی ۱۰-۲۰ درصد بدتر از این رو تحمل بکنی یا نه؟ بعد وارد رابطه شو.
این حرف یه زمانی الگوی دوست‌یابی من بود حتی. الان میفهمم چرته. آدمی که قراره از اینی که هست بدتر بشه، اصلا به دردِ نگه‌داشتن توی دایره‌ی آدم‌های مهم زندگیت نمیخوره!
الان برای من اینطوریه که، طرف میخواد از نظر‌اخلاقی در قعر جهنم باشه یا وسط بهشت، فاکتور مهمم برای راه دادن اون یارو تو زندگیم اینه که "میخواد" بهتر بشه یا نه؟‌ اگه نخواد، فرشته هم باشه جایی نداره.

همین دیگه. شببخیر.

#Mon_Ange


Репост из: @BiChatBot
‌ ‌ ‌‌‌ ‌
دلیلش اینه که آقایون وقتی با خانومها حرف میزنن کورتیزول(هورمون استرس) و آدرنالینشون میزنه بالا حافظه کوتاه مدتشون به فاک میره😜🤪
ضمنا ممکنه یارو الکلی باشه و سندرم کورساکوف هم داشته باشه🤣🤣
#جوجه_دکتر


حقیقتاً برای یه مسائلی خیلی سخته آدم استقرا به کار نبره.
یه اخلاق خاصی هست، که من ۹۵ درصد اوقات توی آقایون مشاهده کردم. توی کانال قبلی هم یه بار گفتمش انگار.

فرض کنین به یه آقایی پیام میدین.
و ازش ۸ تا سوال میپرسین.
و قراره وقتی آنلاین شد جواب بده.
آنلاین میشه.
پیامِ سلام‌احوالپرسی‌تون رو جواب میده.
و از بین اون ۸تا سوال! فقط به اولی و آخری! یا اولی و وسطی! یا وسطی و آخری! یا فقط آخری! جواب میده😐
یعنی اصلا انگار‌ نمیبینه بقیه‌ی سوالا رو :)))
بعد هی باید پیام بدی. و مثلا بهش میگی ۶ تا سوال دیگه‌رم جواب بده لطفا. دوباره از بین اونا به دو سه‌تاش جواب میده🤣
چرا اینطوری‌ان واقعا؟

من این رفتار رو حتی یک‌بار هم از یه خانوم ندیدم😂
ولی از آقایون خیلیییی زیاد دیدم. استثناهایی که وقت میذارن و واقعا جواب میدن، خیلی کمن که یادم موندن: سپی، استاد د، میم.


این منم. وقتی خمیازه میکشم.


یه وقتایی هست که میرم توی اسپاتیفای سرچ میکنم Peaceful Piano. یه پلی‌لیسته پر از ترک‌های پیانو. پلی میکنم و #آوا میاد پیشم، میره زیر پیرهنم خودشو جا میکنه، یکم آروم میگیره، آروم اروم جیک جیک میکنه، چشاش هی میرن و میان، خوب که استراحت کرد پا میشه میره به بقیه‌ی آتیش سوزوندناش میرسه :)




تفکرات فلسفی و غیرفلسفی دوران پریود:

چرا واقعا هر ماه باید این ماجرای کثیف خون‌آلود رو تجربه کنم؟
چه هزینه‌ای هربار براش میکنم؟ : درد و رنج جسمی‌. درد و رنج روانی. استرس و اضطراب. مشکلات حرکتی. محدود شدن در انجام کارهای روزمره‌.
خب آیا اون چیزی که با پریود شدن به دست میارم، ارزش همچین هزینه‌ای رو داره؟ اگر پریود نشم، دچار یائسگی زودرس و از دست دادن جوانی چه در ظاهر و چه در باطن بشم، و همچین هزینه‌ای رو هر ماه به مدت ۴۰ سال پرداخت نکنم، بهتر نیست؟
چرا عایم گویینگ ثرو ذیس وقتی نمیخوام؟ پس میل و اراده‌ی انسان چی میشه؟
چطور میتونم به اون قدرتی که دکتر استرنج داشت برسم؟ همچون قدرتی میتونه کمکم کنه که دیگه پریود نشم؟
چطور میتونم از حساسیت خودم به خون کم کنم؟ علت اینکه اصلا فوبیای خون داشتم چیه؟ آیا علتش میتونه حساسیت شدید مامان روی خون و نجاسات باشه؟ نکنه بخاطر همون حساسیتم روی خونه که مدام حس میکنم بوی خون میدم؟ من که بوی غذای سوخته‌ رو حس نمیکنم چطور بوی خون رو میفهمم؟

اوکی.
Nature Fucks.


حقیقتا اینجا رو بیشتر از کانال قبلی دوست دارم، چون کسایی که اینجا هستن، به میل خودشون اومدن و واقعا دنبال میکنن من رو. از هم‌صحبتی با هم لذت میبریم. کسی از روی رودربایستی نیست اینجا.‌ تعدادتون کمتره ولی دوست‌داشتنی‌تر هستین برام :) تکلیفتون با خودتون و من روشنه :)))

Показано 20 последних публикаций.

98

подписчиков
Статистика канала