☆
t.me/miriccoناگهان دیدم هیچکاری از دستم برنمیآید و شدهام مثل یک قطعهی بهدردنخور و مزخرف که فقط جا گرفته است. دوست داشتم خودم را نابود کنم. میخواستم دستم را بندازم دور گردنم و هرچه زور دارم بزنم تا تمام شوم. دلم میخواست نابودیام را با چشمان خودم ببینم. زل بزنم به خودم و ببینم چگونه ذره ذره از بین میروم. دوست داشتم هرچه زودتر از شر این قطعهی بیمصرف راحت شوم. اما هرکار کردم، نشد. هرچه گلویم را فشار دادم، اتفاقی نیفتاد.
#laineyletter.