صدای جیغ زن همسایه میومد، شوهرش کتکش میزد
جیغ های زن بنده خدا رو میشنیدیم و ذره ذره میسوختیم، بهم ریخته بودیم
زنگ زدم اورژانس اجتماعی گفتن نیرو میفرستن
ده دقیقه گذشت، خبری نشد
صدای گریه و جیغ زن قطع میشد اما بعد از چند دقیقه دوباره صدا بلند میشد
طاقت نیوردیم، رفتیم دم در
رفتم سراغ زنگ خونشون، زنگ زدم، با سنگ زدیم به شیشه، فایده نداشت
پیرمرد همسایه اومد دم در
گفت این الان نمیشنوه، چیکار دارین؟
گفتم کشت بنده خدا رو، نمیشنوی مگه!
جوری نگام کرد، انگار از بزرگترین خط قرمز زندگیش عبور کردم، بعد مکثی گفت به تو ربطی نداره، زن خودشه
نکنه سَر و سِری باهاش داری؟؟
دلم میخواست دست بندازم دور گردنش، انقدر فشار بدم تا همونجا بمیره
اورژانس رسید، گفتم من تماس گرفتم، زنگ میزنم باز نمیکنن
هنوز هم صدای گریه زن میومد
چند بار زنگ زدن، فایده ای نداشت
بیسیم زدن پلیس، درخواست کمک کردن
به ما هم گفتن ممنون بابت اطلاع رسانی، برید خونتون
- رفتار اون پیرمرد همسایه
جیغ های زن بنده خدا رو میشنیدیم و ذره ذره میسوختیم، بهم ریخته بودیم
زنگ زدم اورژانس اجتماعی گفتن نیرو میفرستن
ده دقیقه گذشت، خبری نشد
صدای گریه و جیغ زن قطع میشد اما بعد از چند دقیقه دوباره صدا بلند میشد
طاقت نیوردیم، رفتیم دم در
رفتم سراغ زنگ خونشون، زنگ زدم، با سنگ زدیم به شیشه، فایده نداشت
پیرمرد همسایه اومد دم در
گفت این الان نمیشنوه، چیکار دارین؟
گفتم کشت بنده خدا رو، نمیشنوی مگه!
جوری نگام کرد، انگار از بزرگترین خط قرمز زندگیش عبور کردم، بعد مکثی گفت به تو ربطی نداره، زن خودشه
نکنه سَر و سِری باهاش داری؟؟
دلم میخواست دست بندازم دور گردنش، انقدر فشار بدم تا همونجا بمیره
اورژانس رسید، گفتم من تماس گرفتم، زنگ میزنم باز نمیکنن
هنوز هم صدای گریه زن میومد
چند بار زنگ زدن، فایده ای نداشت
بیسیم زدن پلیس، درخواست کمک کردن
به ما هم گفتن ممنون بابت اطلاع رسانی، برید خونتون
- رفتار اون پیرمرد همسایه