زندگی هزار رنگ
مملو از ترس، مملو از جنون
و نمیشد مشخص کرد چه به روزگارت خواهد آمد
اما میگذشت، سخت و روان؛ اما میگذشت....
با گذشتن از برگ برگ زندگی ات قلم به دست نقش و نگار هایی حک میکرد که گاهی تو را میترساند و گاهی تا سرحد مرگ شاد میکرد
این نوع گذر زندگی است
Saye says
مملو از ترس، مملو از جنون
و نمیشد مشخص کرد چه به روزگارت خواهد آمد
اما میگذشت، سخت و روان؛ اما میگذشت....
با گذشتن از برگ برگ زندگی ات قلم به دست نقش و نگار هایی حک میکرد که گاهی تو را میترساند و گاهی تا سرحد مرگ شاد میکرد
این نوع گذر زندگی است
Saye says