بیگانه پرستی در کوچه ای زیر باران نشسته بود و نگاهش به آسمان تاریک بود از دور نگاه عمیقی داشت نزدیک تر که امدم دیدم چشمانش بسته است و با لبخند کمرنگی کنارش نشستم و به با کنجکاوی و تن صدای ارومی پرسیدم
_تا حالا کسیو ندیدم انقدر غرق شده باشه و لبخند بزنه کاش همه مثل تو بودن عمیق و زیبا...
گوشه لبش کشیده شد و لب زد.
_میدونی آدما وقتی به یه نقطه خاصی از زندگی میرسن میفهمن که زندگی معنای عمیقی داره که باید درک بشه اگه تو این زندگی درک نشه زندگی بعدی.. و اگر تو زندگی بعدی هم نتونست بازم خدا بهش فرصت میده چون میخواد انسان قدرت روحشو یاد بگیره و اونو به والا برسونه اونوقت که خدا بهش پاداشی میده که جبران همه غم و اندوه گذشتشه.
سرمو تکون دادم و همراهش به آسمون خیره شدم.
_تا حالا کسیو ندیدم انقدر غرق شده باشه و لبخند بزنه کاش همه مثل تو بودن عمیق و زیبا...
گوشه لبش کشیده شد و لب زد.
_میدونی آدما وقتی به یه نقطه خاصی از زندگی میرسن میفهمن که زندگی معنای عمیقی داره که باید درک بشه اگه تو این زندگی درک نشه زندگی بعدی.. و اگر تو زندگی بعدی هم نتونست بازم خدا بهش فرصت میده چون میخواد انسان قدرت روحشو یاد بگیره و اونو به والا برسونه اونوقت که خدا بهش پاداشی میده که جبران همه غم و اندوه گذشتشه.
سرمو تکون دادم و همراهش به آسمون خیره شدم.