JOUSKA


Гео и язык канала: не указан, не указан
Категория: не указана



Гео и язык канала
не указан, не указан
Категория
не указана
Статистика
Фильтр публикаций


Репост из: 𝙽𝚎𝚔𝚘𝙾𝚓𝚒𝚌𝚑𝚊𝚗
شب شد و وقت فکر کردن به حسرت‌های زندگی و فرصت‌های از دست رفته فرا رسید.


I bought a house to live in
But you're the home I'm missin'




چرا باید پسرخالم اد همین امشب بیاد خونمون🤦🏻‍♀


except family


اگه‌ از منه چندماه پیش میپرسیدن این سوال رو بی‌شک اولین و آخرین چیزی که مینوشتم اعتماد نکردن به بقیه بود اما به دوستام که نگاه میکنم میبینم من با تمام تراست ایشوزهایی که داشتم به این چند نفر اعتماد کردم و الان اونان که همه‌جوره ساپورتم میکنن سو دتس اِ بولشت


یاد گرفتم انجام دادن یه سری کارها با مخالفان و آزار و اذیت‌های زیاد حماقت نیست شجاعته.
کم و بیش اهمیت دادن به خودم رو اولویت قرار دادن یاد گرفتم.
اینکه احساسات پر رنگ‌تر و پر اهمیت‌تر از چیزین که به نظر میان رو یاد گرفتم.
رها کردن و آزادانه زیستن و خود بودن از مهم‌ترین درسام بود، به علاوه اینکه فهمیدم ژانر مورد علاقه‌م تو کتاب چیه.


Репост из: 私と歌
🫕 -
۲۰۲۲ داره توی یمـاه دیگه تمـوم میشه، بیاین بگین امسال چی یاد گرفتین؟ فور میکنم اونایی که قشنگن تا بقیه هم یاد بگیرن !


بعد مدت‌ها ناخونام رو سوهان کشیدم و لاک زدم انقد از فرمشون خوشم اومده وای




حقیقت نیست که کوبیده میشه تو صورت آدم، حس موقع تلاشِ که کشنده‌ست.


اینارو که خوندم فهمیدم برخلاف تلاش‌هایی که برای نفیس بودن انجام دادم و افتخار میکنم باید از تلاش‌هایی که نکردم برای نفیس بودن شرمنده باشم.


Репост из: Better I die
۲/ آهنگایی که بداهه میزد، به قدری زیبا و قشنگ بودن، به قدری به روح آدم نفوذ می‌کردند که هیچ کلمه ای در توصیفشون ندارم. تمام این نیم ساعت، به قدری برام زیبا گذشت که احساس کردم من میتونم به ی جا تعلق داشته باشم. زمانی که چند تا نت کنار هم قرار میگیرند و میشن موسیقی، دقیقا همونجا از نقطه ی شروع تا نقطه ی پایان، من دقیقا متعلق به این بازه ی زمانیم. اونجا بود که احساس میکردم ی ماده ای به روحم تزریق میشد که نمیدونم چی بود، فقط میدونم ی حس عجیبی بهم میداد. ی حس تازگی، ی حس ذوق زدگی، ی حس بی نیازی، ی حس رهایی. تمام این احساسات زمانی که چشمامو میبستم و به رقصیدن نت ها گوش میدادم بهم آروم هجوم میاوورد و منو با خودش به ی رویایی میبرد که سر و ته نداشت. اون نیم ساعت و خورده ای، چقدر برام ارزشمند و زیبا تلقی شد. فکر کنم تا آخر عمرم یادم بمونه اون لحظات رو.


Репост из: Better I die
۱/ این اتفاق برام خیلی قشنگ و مهم بود برای همون گفتم اینجا بگمش، با اینکه ممکنه برای بقیه خیلی عادی باشه. سه شنبه که رفته بودم دانشگاه و کلاسام که تعطیل شد، یکی از هم دانشگاهیام نگار رو کشوندم بردم طبقه ی چهارم دانشکده‌مون و پشت کلاس تمرین پیانو شیرش کردم که بره در بزنه و بریم تو تا بشینیم و پیانو زدن بچه هارو ببینیم. اولش پشت در واستاده بودیم، بعد که ی پسره که داشت تو پیانو میزد مارو دید. منم گفتم بزار از فرصت استفاده کنیم در بزنیم بریم تو. ماهم رفتیم تو و نشستیم. بهمون گفت اینجا میان چک میکنن دانشجو هایی رو که رشتشون موسیقی نیست اصن نمیزارن بیان اینجا، گیر میدن و این داستانا ولی شما مراقب باشید. داشت برای پایان نامه‌ش ی ملودی ای میساخت که بداهه بود. ما تقریبا نزدیک نیم ساعت اونجا نشسته بودیم داشتیم گوش میدادیم.


چی میشد اگه یکی از خانواده‌های ایرانی مثل خانواده‌ها تو این سریال با شعور میبودن؟


حاجی قرمه سبزی تازه سرخ شده خیلی قشنگه ها


Репост из: Kfc
رقابت امروز آلمان و ژاپن.


سردرد و استرس دارن کونم میزارن


Репост из: 𝙽𝚎𝚔𝚘𝙾𝚓𝚒𝚌𝚑𝚊𝚗
من سر ناهار بی لایک:


بزارید اینم اضافه کنم که از هفته‌ی پیش تا الان و حتی تا هفته‌ی دیگه استرس رانندگی قراره باعث به وجود اومدن جوش‌های دیگه‌ای روی پیشمونیم بشه

Показано 20 последних публикаций.

19

подписчиков
Статистика канала