ونسان: میدونی، من به دستها خیلی نگاه میکنم. غریبن این دستها. همه چی رو زود لو میدن. پیری اول از همه روی دستها میشینه.
ترس روی دستها میشینه.
وقتی عاشق میشی، دستهات اول از همه عاشق میشن...
ترس روی دستها میشینه.
وقتی عاشق میشی، دستهات اول از همه عاشق میشن...