شاید،خودتوازمدورکردی.
شاید،تمومکردیاینرابطهرو.
شایددیگه،منونخوای.
شایددیگه،خندهاتواسهمننباشه.
شایددیگه،دلیلخندهچشماتنباشم.
شایددیگه،غرزدناتواسهمننباشه.
شایددیگه،خیرهشدنداخلفندوقیچشماتواسهمننیست.
امـا؛
همهاینشایدهابرای"تو"وازنظرِتوِ.
هنوزنگرانیتمالمنـه
هنوزخیالتمالمنـه
هنوزرویایداشتنتمالمنـه
هنوزمنـمکههمهحواسشبهتـوِ
شایدطـردمکردهباشـیماهـی؛ولیچشمایمنهنوزرویتـومونـده.
شاید،تمومکردیاینرابطهرو.
شایددیگه،منونخوای.
شایددیگه،خندهاتواسهمننباشه.
شایددیگه،دلیلخندهچشماتنباشم.
شایددیگه،غرزدناتواسهمننباشه.
شایددیگه،خیرهشدنداخلفندوقیچشماتواسهمننیست.
امـا؛
همهاینشایدهابرای"تو"وازنظرِتوِ.
هنوزنگرانیتمالمنـه
هنوزخیالتمالمنـه
هنوزرویایداشتنتمالمنـه
هنوزمنـمکههمهحواسشبهتـوِ
شایدطـردمکردهباشـیماهـی؛ولیچشمایمنهنوزرویتـومونـده.