و آن قلمی که از تو مینوشت، بعد از تو شکست ؛
و آن جوهری که با عشق برای تو رنگ خود را بر روی کاغذ به جا میگذاشت، بعد از تو خشک شد ؛
و آن گلی که به امید بودنت هر روز به خورشیدِ تابان لبخند میزد، بعد از تو پژمرده شد ؛
و من بعد از تو شکستم، لبخندم خشک شد و قلبم پژمرده شد.
و آن جوهری که با عشق برای تو رنگ خود را بر روی کاغذ به جا میگذاشت، بعد از تو خشک شد ؛
و آن گلی که به امید بودنت هر روز به خورشیدِ تابان لبخند میزد، بعد از تو پژمرده شد ؛
و من بعد از تو شکستم، لبخندم خشک شد و قلبم پژمرده شد.