یه بارم عروسی دوست مامانم بود
داشتیم با مامانم حاضر میشدیم
کارم طول کشید مامانم گفت بجنب
من نصف کارامو کرده بودما.. اما نتونستم بجنبم گفتم تو برو من نمیام:)))))
داشتیم با مامانم حاضر میشدیم
کارم طول کشید مامانم گفت بجنب
من نصف کارامو کرده بودما.. اما نتونستم بجنبم گفتم تو برو من نمیام:)))))