All meaning of "Fair"


Гео и язык канала: не указан, не указан
Категория: не указана


面白くない
پوچ گرای انسان گریز:
https://t.me/BChatBot?start=sc-396620-BH24dzs

Связанные каналы

Гео и язык канала
не указан, не указан
Категория
не указана
Статистика
Фильтр публикаций


راستش هنوزم فکر نمیکنم عشق واقعی رو تجربه کرده باشم ؛
ولی اگه بخوام توصیفی از چیزی که حسش کردم بگم
یه رنگ روشن بین رنگای کسل کننده بود با بوی سبز و غم و مِه
میدونی
ادما نمیتونن رنگ دیگه ای رو متصور بشن فقط رنگای موجود قبلیو به یاد میارن
ولی من فکر میکنم یه رنگ جدید بود که هیچوقت هیچ جا ندیده بودمش یه رنگی که حتی نمیشه
توصیفش کرد ولی انقدر زیبا بود که حس میکردم با نگاه کردن بهش معلق شدم
بین زمین و هوا؟
نمیدونم
نمیتونم دقیق بگم چی بود.
بعضی وقتا انقدر رویایی به نظرم میرسه که حس میکنم قرار نیست دوباره به این وضوح تجربه اش کنم.


Репост из: 笑顔
بیاید عشق رو توصیف کنید
ایگنورمم نکنید(مهمم نیست تو ناشناس میگید یا تو چنلتون)


Around the age of 18, I developed social anxiety.Right, that was when my mind was gradually polluted.At times I’m scared of myself too,Thanks to the depression that takes over me and all my self hatred.Comparing my dead passion with others,It’s now a part of my daily life.
On the first visit to psychiatric ward my parents came up with me.we listened to the consultation together.
My parents said they don’t truly understand me.
I don’t understand myself well either then who would understand? Friends? Or you? Nobody knows me we
ll.


_ای جان من ، به هیچ فکری وابسته مشو!
و اندیشه‌ای را به باد پهنه ی دریا وابگذار که ترا برسر وجد می آورد ؛ هیچ اندیشه‌ای را تو خود هر گز به آسمان نخواهی برد.
آیا از پس این گم گشتگی های یاس آور واین‌سر گردانی ها بندر‌مهربان در خواهدرسید؟_


YoonMin>>>>>>>>>>




Репост из: 0.2.27
تازه به این نتیجه رسیدم؛
در هر شرایطی وقتی با انسان ها روبه رو میشم خودِ واقعیم رو میبازم حتی اگه به طور "ناشناس" باشم.
تمامی کلماتم مثل خاکستر کاغذی که داره آتیش میگیره پخش میشن و ناپدید میشن و تنها کاری که از دستم برمیاد زل زدن بهشونه دقیقا توی همین موقعیته که اضطراب کل وجودمو میگیره
انقدر که کلمات و رفتار های بقیه رو تحلیل میکنم باعث میشه به طور وسواسی ای به این فکر کنم که من چطور باید باشم؟چطور باید رفتار کنم؟
چی باید بگم چی رو نباید بگم
من "کی" باید باشم؟
و در نهایت خودمو وقتی پیدا میکنم که دارم سعی میکنم هرجوری شده از بقیه دور شم و اگه نتونم انجامش بدم وضعیت حتی بدترهم میشه و حمله عصبی چیزی نیست که در نظر بقیه عادی باشه.
این خود واقعی منه
من هیچوقت نمیتونم با مردم باشم و تنفرمو نسبت بهشون کمتر کنم من حتی نسبت به نزدیک ترین آدمای زندگیم هم احساس تنفر دارم.
راستش اینجوری راحت ترم
تنهایی ای که چند ساله باهاش خو گرفتم رفتار بهتری داره
پس گفتن اینکه بهتره خودمو تغییر بدم تا انقدر منزوی نباشم یا خیلی عجیب و ترسناک به نظر میرسم نمیتونه تغییری روی رفتارم ایجاد کنه
در حقیقت اهمیتی هم برام نداره. فقط ارزش _نداشته ی_ خودتونو کمتر میکنین.


I'm gonna cry..


Some people make me wish I had more midlle fingers.




صدای پیانوی تو با "اون" فرق داره.
مال تو حس نور داره میتونم توش نفس بکشم
ولی "اون" خیلی غمگین بود حتی صدای کلاویه هاش باعث میشد نفسم از زیباییش حبس بشه.
حس مشابهی ندارن ولی به صدای پیانوی تو نیاز دارم تا نفس بکشم؛
ممنون که برام انجامش میدی سان.


گفتم دوست دارم وقتی یکی پیانو میزنه نگاش کنم انقدر نگاش کنم که دقیقا همونطور که هست بدون نگاه کردن دوباره روی بوم بیارمش.
تو ام گفتی دوست داری وقتی کسی نقاشی میکشه نگاش کنی چون هنر و نقاشیودوست داری..
گفتم پس پشت پیانو تصورت میکنم و روی بوم میکشم!
گفتی یروز واقعیش میکنیم نیازی به تصور نیست..
یعنی تو یروزی بشینی پشت پیانوت و همونقدر رویایی و زیبا باشی و من پشت سه پایه ام با فاصله ای که بتونم صدای نفساتو بشنوم، بشینم و بیارمت روی بومم .
من هنوزم منتظر اون روزم ؛ انقدر منتظر که نمیتونم چیز دیگه ای بکشم نقاشیایی که روی بوم شروع میکنم همه نصفه ول میشن؛
فقط یه نقاشی پرتره کامل دارم شاید "تو" بزارم اسمشو
ولی اونم بخاطر تو بود برای همین نصفه رها نشد
نمیتونم دیگه چیزی بکشم_
تو الکی حرف نمیزدی وقتی چیزی میگفتی یعنی بهش باور داری و انجامش میدی وگرنه هیچوقت حتی اشاره ام بهش نمی کردی.
پس کی قراره بیای؟ شاید بعد اون روز بازم تونستم یچیزایی بجز تو بکشم.


cafuné:
"The act of caressing or tenderly running fingers through a loved one's hair”


خب
الان یه یاما ام میخوام.


Репост из: `Hentai.
نمیدونم چرا یهو دارم این حرف و میزنم ولی حس میکنم لازمه.
دقت کردین ما هرکدوم یه وایب خاص داریم و گاها باهاش زندگی میکنیم؟ ولی این که یه نفر‌ بازتاب این وایب رو به خودمون برگردونه خیلی مهمه. خیلی قوی تر میشه، خیلی.... قشنگ تر میشه. حس این رو میده که، "واوو پسر من واقعا دیده شدم، شناخته شدم، انگار جدی جدی فهمیده شدم."
و من برای آرامش زندگی و روح تک تکتون یه یاما آرزو میکنم. 🪐


چند روزیه خیلی دور شدم از همه چیز_از همه ی اطرافم .فقط بخاطر اینکه بدونم چیزی که دارم واقعیه یا نه -سخته-
همه چیز خیلی سخت به نظر میاد.
و همینطور خیلی دور
ولی اینکه بخوای فرار کنی از جواب فقط بخاطر اینکه دلسرد نشی احمقانه تره!
دلسردی حس مضخرفیه ولی کمک میکنه بی حس بشی و بفهمی شاید واقعا ارزش تلاش رو نداره.


Was it you who I’ve been searching for , spent my life alone and waited for?
So tenderly and endlessly..


این حجم از مودب بودن در عین قهوه ای کردن فقط از RM برمیاد..


No, really.
Everything sucks
.


Видео недоступно для предпросмотра
Смотреть в Telegram
Kim Tea >>>>>>> Dreams.

Показано 20 последних публикаций.

37

подписчиков
Статистика канала