دیروز تو خیابون دیدمش بعد چندین سال...
رفتم سمتش محکم بغلش کردم...
از بغلش بیرونم کشیدم گفت ببخشید شما؟!
گفتم منم!
اما،،،اما اون نشناخت و بازم رفت:)!
رفتم سمتش محکم بغلش کردم...
از بغلش بیرونم کشیدم گفت ببخشید شما؟!
گفتم منم!
اما،،،اما اون نشناخت و بازم رفت:)!