1_ سوتی های من قبلا مثل کرنومتر کنتور مینداخت
مثلا اونکه تو ذهنم خوب مونده تازه یکی از دوستان پدرم برام پلی استیشن ۲ گرفته بود و در مغازه هنگام خرید بازی فروشتده گفت پلی استیشن تو چنده اشتباهی گفتم دست دومه چون معنی این کلمه رو نمیدونستم و فکر میکردم شماره دو وبودنش این معنی رو میداده
در نهایت گفت مشکیه گفتم بله
شب عروسی داییم به زن داییم به جای گفتن واژه جملاتی از قبیل مبارک باشه به پای هم پیر و خوشبخت شید یا هزار یا صد سال با هم زندگی کتید گفتم
دستت درد نکنه😑🫢هول شدم
2_شکنجه =جسمی نه ها روحی یه دل سیر گریه میکردم
و با اعمالی میفهماندم چقدر ظلم میشه از هر جنسیت به جنس مقابلش که ثبت شه در قلب ها و تاریخ این درد و ضربه دوطرفه هست
3_ تا وقتی مطمین نشم به نتیجه ورابطه نمیرسه حرفی ازش نمیزنم حتی اگه اون بزنه احساس کنم آخرش جدایی هست میگم همون اول عاشق نشه و این اتفاق افتاد برام
4_به همونی که تو جامعه معروفم=دیوانه ی احساسی و خنداننده
و گاهی مانتیسِ تو پاندا کنگ فو کار چون هم برای ارامش دیگران ماساژ میدم اشخاص رو هم به شوخی قبل از برخورد انگشتم حتی دستم نه فقط انگشتم بر بدن کسی آن شخص ۶ متر از درد عصبی بالا میپرد چون نقاط عصبی را همچون اعضای معبد شائولین فلج موقت میکنم😁😈🥱
5_از بیخ گوش رد شدن احتمال ضربه مغزی در تصادف
که فقط به خسارت ماشین خلاصه شد