Репост из: Pınar
در دالانی که ایستاده بودیم،
در میان تاریکی
نه آسمانی پیدا بود
نه صدای آشنایی بود
در عالم کودکی،
دنبال بازی بودم
دنبال تو بودم
و تو آنجا بودی
همان نزدیکی ها
اما،
ای هم قصهی قدیمی
ای دوست و ای غریبه
ای همخون
ای چراخ خاموش اتاقم
به من بگو
که چگونه کودکی
در دالانی
در میان تاریکی
باید میدانست که تو آنجا بودی
چرا که نه آسمانی پیدا بود
و نه صدای آشنایی بود
- از طرف پ.ث برای م.ث