یه پسر توی روحم میرقصه ،
موهاش بلنده
پشت چشماش و کنار خط چشم سیاهش چن تا نگین سفید و بنفش داره.
لباساش لش و سفیده و از قلمش رنگا روی لباسش میچکن
ی پالت رنگ دستشه و روی درو دیوار سفید روحم میکشه و میکشه.. توی پالتش همه رنگارو داره و روحمو رنگارنگ میکنه
وقتی ضعیف بشه پالت رنگش هم تیره میشه و جز سیاهی نمیتونه بکشه...
ولی دیشب اون پسر پالتش رنگارنگ بود؛
موهاش بلنده
پشت چشماش و کنار خط چشم سیاهش چن تا نگین سفید و بنفش داره.
لباساش لش و سفیده و از قلمش رنگا روی لباسش میچکن
ی پالت رنگ دستشه و روی درو دیوار سفید روحم میکشه و میکشه.. توی پالتش همه رنگارو داره و روحمو رنگارنگ میکنه
وقتی ضعیف بشه پالت رنگش هم تیره میشه و جز سیاهی نمیتونه بکشه...
ولی دیشب اون پسر پالتش رنگارنگ بود؛