چه خوب که بیرون امدم از آن غم کده
هوا را ببین ، نسیم بهاری چه زیبا پوستم را لمس میکند و آخ از بوی بابونه ها ...
هر چقدر میخواهم بی تفاوت باشم؛ اما باز هم او صحنه آخر نگاهم را برای خود میکند...
پسری که نیمه نشسته بابونه ها را لمس میکند و باد چه ماهرانه موهایش را در قاب دوربین ام به رقص میکشاند ...
و چلیک ...
رویش برمیگردد و من به این که خنده یک نفر چقدر شوق زندگی را در خود دارد فکر میکنم؛ جوابش را با لبخندی که مسبب اش خود اوست میدهم و من خوشحالم ... خوشحالم برای داشتنش.
𓏲 ִֶָ 𖤐˚. @random_writingh
هوا را ببین ، نسیم بهاری چه زیبا پوستم را لمس میکند و آخ از بوی بابونه ها ...
هر چقدر میخواهم بی تفاوت باشم؛ اما باز هم او صحنه آخر نگاهم را برای خود میکند...
پسری که نیمه نشسته بابونه ها را لمس میکند و باد چه ماهرانه موهایش را در قاب دوربین ام به رقص میکشاند ...
و چلیک ...
رویش برمیگردد و من به این که خنده یک نفر چقدر شوق زندگی را در خود دارد فکر میکنم؛ جوابش را با لبخندی که مسبب اش خود اوست میدهم و من خوشحالم ... خوشحالم برای داشتنش.
𓏲 ִֶָ 𖤐˚. @random_writingh