دِل نِوشت


Гео и язык канала: не указан, не указан
Категория: не указана


مرا در کودکی شوق دگر بود...
خیالم زین حوادث بی خبر بود...
http://t.me/HidenChat_Bot?start=6059615985

Связанные каналы

Гео и язык канала
не указан, не указан
Категория
не указана
Статистика
Фильтр публикаций


و گفتیم دوستی ما سر چیز های بی اهمیت نابود گشت؛


برخی آدم ها شما را ترک میکنند اما این پایان داستان شما نیست ، بلکه پایان نقش آنها در داستان شماست!


Репост из: Hidden Chat
میازار در این حوالی خود را
گاه باید تو بدانی و بخواهی که کدامین، از آن تو باشد!
مستی و تنهایی و جام شرابی برگزینی، اندکی رقص
یا بگردند بر سرت هزاری آدمی پست
یا خودت باشی و یک شمع
بگردی گردان آن و آن بسوزد پای تو
بماند و بخواهد که بیاید جای تو...


گفتا ز که نالیم؟!
که از ماست که بر ماست...


نمیدانم های بسیاری در سرم غوغا میکند!


بی رفیقی هم بد دردیست؛


کوچک ترین علاقه ای به چاپلوسی و خودشیرینی کردن نداشتم ، همیشه فکرم مشغول چیزی بود و دائما دچار سختی و گرفتاری کارهایم می شدم!


اگر برگردم عقب قطعا به یه سری از آدم های منفعت طلب نزدیک نمی‌شدم.


چون دوست دشمن است، شکایت کجا بریم؟!


زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم
ناز بنیاد مکن تا نکنی بنیادم
می مخور با همه کس تا نخورم خون جگر
سر مکش تا نکشد سر به فلک فریادم
زلف را حلقه مکن تا نکنی در بندم
طُرّه را تاب مده تا ندهی بر بادم
شهره شهر مشو تا ننهم سر در کوه
شور شیرین منما تا نکنی فرهادم
رحم کن ، رحم کن ، رحم کن بر من مسکین و به فریادم رَس
تا به خاک در آصف نرسد فریادم ، فریادم ، فریادم






نه در برابر چشمی
نه غایب از نظری
نه یاد می‌کنی از ما
نه می‌روی از یاد...!




«با دیگران همان کاری را بکنید که دوست دارید با شما بکنند.»


هر چه پُل
پشتِ سرم هست
خرابش بِنما
تا به فِکرم نزند
از رَهِ تو بَرگردم ...


رسید قاصد و پیغام وصل جانان گفت
نوید رجعت جان را به جسم بی جان گفت


بودنت زیباست
مثل تابیدن آفتاب
بر ساقه‌های تُرد بابونه
بر تن درخت ایستاده‌
بر من
ماه در آغوش تو به خواب می‌رود
خورشید با چشم‌های تو بیدار می‌شود
عشق من!
بودنت زیباست
مثل پر شستن قو
مثل چرخیدن پروانه
مثل پرواز بر تلاطم دریا





Показано 20 последних публикаций.

15

подписчиков
Статистика канала