دیدی غروبای جمعه رو؟ الکی دلت میگیره. داری کاراتو میکنی همه چیم خوب بوده ها یهو داری چایی میخوری که چشمت میخوره به پنجره و خورشید رو میبینی که داره غروب میکنه؛ الکی دلت میگیره. همینجوری الکی. شاید مثلا یکشنبه هم خونه باشیا، بیکار بیکار ولی هیچی غروب جمعه نمیشه.
جمعه غروبا یاد اون دوست مهدکودکت که همیشه تو خاله بازی مامان بچت میشد یا اونیکی که تو مدرسه از تراشت استفاده میکرد میوفتی و ... عجیب دلت میگیره. انگار که یه تودهی بزرگ خاکستری درد و غم میوفته رو دلت. انگار بار تمام سالهای زندگیتو یه دفعه خدا میزاره رو شونت. دلتنگی عالم روی سرت خراب میشه و تو هیچی نمیتونی بگی، چون باید چاییتو بخوری. اما دلت؟ دلت عجیب میگیره.
میدونی که چی میگم، نه؟
خیلی وقته غروبم. غروب جمعه. ای کاش ماه طلوع کنه، ای کاش ستاره ها در بیان، ای کاش شب بشه.
به رسم شبای بیتو
۲۹۱۲۰۱:))))
شب بخیر 🤍
جمعه غروبا یاد اون دوست مهدکودکت که همیشه تو خاله بازی مامان بچت میشد یا اونیکی که تو مدرسه از تراشت استفاده میکرد میوفتی و ... عجیب دلت میگیره. انگار که یه تودهی بزرگ خاکستری درد و غم میوفته رو دلت. انگار بار تمام سالهای زندگیتو یه دفعه خدا میزاره رو شونت. دلتنگی عالم روی سرت خراب میشه و تو هیچی نمیتونی بگی، چون باید چاییتو بخوری. اما دلت؟ دلت عجیب میگیره.
میدونی که چی میگم، نه؟
خیلی وقته غروبم. غروب جمعه. ای کاش ماه طلوع کنه، ای کاش ستاره ها در بیان، ای کاش شب بشه.
به رسم شبای بیتو
۲۹۱۲۰۱:))))
شب بخیر 🤍