February ♑︎


Гео и язык канала: не указан, не указан
Категория: не указана


ᴡᴇʟᴄᴏᴍᴇ ᴛᴏ ᴍʏ ʟɪᴛᴛʟᴇ ᴜɴɪᴠᴇʀsᴇ 🌙
ᴡᴀᴛᴛᴘᴀᴅ: @_Bunisa
sʜᴏᴛ sᴍᴛ: @Shot_Smt
ᴀʀᴄʜɪᴠᴇ: @Sunkittens_archive
sʜᴏᴛsᴍᴛ ғɪᴄᴛɪᴏɴ ʙʏ ᴍᴇ:
#Depite #Him #Flowers #Lgts #virgin

Связанные каналы

Гео и язык канала
не указан, не указан
Категория
не указана
Статистика
Фильтр публикаций


یه اسپویل کوچیک از کار جدید؟🤭


"واقعا مشکلت با آدمای گی چیه؟"

در حالی که دست‌هاش رو جلوی سینه‌اش بهم گره می‌زنه، من رو به چالش می‌کشه. "پس بالاخره قبول کردی گی‌ای؟"

"گاییدمت، یونگی."

"مگه اینکه خوابشو ببینی."

#My_Homophobic_Roommate 💘


‍ ‍ ‍ 𐙚 The One #where Yoongi
Was Waiting For Him💥
﹕


یونگی گفت:«وقتی یکی رو دوست داری، می‌خوای کل دنیای اون باشی.»

هوسوک با صدای آرومی گفت:«یونگی، تو یهویی وارد دنیام شدی، بهم یه خانواده دادی، بهم عشق رو یاد دادی. تو خورشید دنیای من شدی… و تنها کاری که ازم برمیاد اینکه محو گرمای تو باشم.»

#My_Alpha 🐺


‍ ‍ ‍ 𐙚 The One #where Yoongi
Was Too Pretty And
Hoseok Sued Him 🌸
﹕


یونگی صندلی‌ای رو عقب کشید و کنار هوسوک نشست. با دست به پشت گردن هوسوک اشاره کرد و گفت:«این نشونه، تورو به من وصل می‌کنه.. ولی یه چیزی هست که منو خیلی بیشتر از این، به تو وصل می‌کنه.» و قلبش رو نشون داد. «دقیقا اینجا. تو همه چیز منی.»

#My_Alpha 🐺


یه اسپویل کوچیک از کاری که به زودی آپ می‌شه چطوره؟🤭

106 0 0 32 12

اگر بدونید با اسرا براتون چه سوپرایزی داریم واقعا عاشقمون می‌شید 🤨☝🏻


‍ ‍ ‍ 𐙚 The One #where The Big
Heart Was A Problem
🐾﹕








رابطه ما همیشه پر از تصمیمات اشتباه و رفتارهای کودکانه بوده. ولی حالا می‌خوام بهتر باشیم. می‌خوام برای تو بهتر باشم. تو اون برج مراقبتِ چشمک‌زنی هستی که قلبِ سرگردون من رو به خونه هدایت می‌کنه آفتاب‌گردون، چه در گذشته و چه در آینده.

#February 🎭


‍ ‍ ‍ 𐙚 The One #where Yoongi Was
A jealous boyfriend
💓﹕


࿐⋄. ⋆˙ Choices #Au🫧

انتخاب‌هاشون امروز رو رقم زده بود.
دور از هم، در کافه‌ای که اولین قرارشون رو تجربه کردند.


[ TAP TAP ]


‍ ‍ ‍ 𐙚 The One #where Hoseok
Tried To Cook
🧑🏻‍🍳🍳﹕


امیدوارم شماهم همینقدر اسیرش شید🤭


بذارید بهتون بگم که اینقدر درگیر این کار شدم که توی همین دو روز ۳۷ پارتشو خوندم و احتمالا تا اخر شب تمامش میکنم 😭


اجازه ترجمه یه کار سپ رو گرفتم و بذارید بهتون بگم خودم از الان عاشقشم😭


کمی از قهوه‌اش نوشید و لیوان رو پایین گذاشت تا سوال بعدی رو با تمرکز بیشتری بیان کنه. "کی فهمیدی ازم خوشت میاد؟"

همچنان جرقه‌هایی در سینه‌اش جریان داشت. انگار قلبش به هزاران بالون متصل شده بود و به سمت آسمون می‌رفت.

یونگی تای ابروش رو بالا انداخت. دستش رو زیر سرش گذاشت و همونطور که کاملا پاهاش رو دراز می‌کرد و روی پهلو مقابل امگا می‌خوابید، در ذهنش دنبال لحظه مناسب گشت. "راستش.. لحظات زیادی توی خاطرمن.. سخت بود که ازت خوشم نیاد." صادقانه اعتراف کرد و بینی‌اش چین افتاد. "اما اگر بخوام یه زمان مشخصو انتخاب کنم…" بدون اینکه لازم باشه، بهش نزدیک‌تر شد. "قبل از پاک شدن خاطراتت بود.. چیز زیادی از آشناییمون نگذشته بود و تو ناپدید شدی.. گوشیتو جواب نمی‌دادی و اه.. داشتی دیوونه‌ام می‌کرد.. وقتی بالاخره تونستم از جین هیونگ آدرستو بگیرم و بیام پیشت، زیر چشمت کبود بود!"

نتونست جلوی خودش رو بگیره و از ته‌دل گفت:"امکان نداره!.. کدوم احمقی توی اون شرایط از کسی خوشش میاد؟" بینی‌اش از سرما سرخ شده بود.

انگشت آلفا به سمت خودش نشونه رفت. "من.." میل ناگهانی و شدیدی به یادآوری خاطراتش پیدا کرده بود. با ملایمت توضیح داد:"دیدن درد کشیدن تو از اینکه خودم صدمه دیده باشم دردناک‌تر بود.. برای همین.. اون لحظه فکر کردم که..اه.. پس این همون عشقیه که ازش حرف می‌زنن؟"

#SilentSea 🌊

Показано 20 последних публикаций.

72

подписчиков
Статистика канала