من میشمارم. یک... دو... سه... بعدش میمیرم. باشه؟ این یه معاملست! جونمو
بگیر و به ازاش هر چیزی که میخوای بردار. خب؟"
جوری که انگار با خدایی که دیگه بهش باور نداشت حرف میزد گفت.
"یک.. دو.. سه"...
نفسش رو با کالفگی بیرون داد و از پنجره به بیرون اتاق خیره شد.
"امشبم نمردم
#Bruised_sky
@Grayforestt