#Imagine ∆
به محل مورد نظرشون رسیده بودن... همه جا غرق در تاریکی بود و تنها منبع روشنایی اون مکان، نور ماه نیمه کامل بود و این موضوع، کار رو برای چان و سونگمین راحت تر میکرد...
هر دو پسر، سراغ کوله پشتی هایی که همراهشون آورده بودن رفتن و بعد از بیرون آوردن وسایل مورد نیازشون، سریع دست به کار شدن...
پسر بزرگتر، دستی به موهای دو رنگش کشید و رو به سونگمین گفت:
- هی پسر، آماده ایی که شروع کنیم؟!
سونگمین با احتیاط نگاهی به دو طرف ورودی خیابونی که درش ایستاده بودن کرد و در جواب چان گفت:
- آره، و انگار کسی هم قرار نیست مزاحممون بشه!
نیشخندی روی لب های جفتشون نقش بست و بعد از های فایوی که با هم رفتن، به سرعت دست به کار شدن...
اسپری های رنگشون رو برداشتن و با حرکت دادن مچ های دستاشون، طرحی رو که مدت ها روش کار میکردن رو روی دیوار اجرا کردن؛ سونگمین با رنگ های آبی و صورتی، و چان با رنگ های قهوه ایی و بنفش...
بعد از ساعت ها بی وقفه کار کردن، بالاخره طرحی که مد نظرشون بود رو روی دیوار پیاده کردن...
نور خورشید خودش رو کم کم از میون ساختمون های بلند عبور میداد و پرتو های کم جون صبحگاهیش رو به روی طرحی که دو پسر بعد از تلاش های زیادی کشیده بودن، میتابوند...
چان به شونه سونگمین زد و با اشاره سر بهش گفت:
- بیا بریم و از دورتر بهش نگاه کنیم!
سونگمین به تبعیت از چان، وسایلش رو داخل کوله اش جا داد و بعد از نشوندنش روی شونه اش، در حالی که دست رنگی چان رو گرفته بود، همراه پسر بزرگتر به راه افتاد...
سمت دیگه خیابون ایستادن و به شاهکاری که روی دیوار پیاده کرده بودن خیره شدن... طرح دو پسری که در حال بوسیدن همدیگه بودن و کم شباهت به چهره های خودشون نبود...
سونگمین نگاهش رو از شاهکارهای که خلق کرده بودن گرفت و به چهره پر از غرور چان خیره شد... روی نوک انگشتان پاش بلند شد و دقیقا مثل طرح روی دیواری که بوسه و عشق بینشون رو برای همیشه روش ثبت کرده بودن، لب های خوش فرم و خواستنی دوست پسرش رو بوسید...
⤷ #ChanMin💖 •|• #Shahrzad✒️
#درخواستی
↬
@StrayKidsBL