For My پاستا
ما یادمون نمیره—
نه به بلندای فریاد، نه به غوغای روزگار؛ به ظرافتِ ثانیهها، به آهنگِ ناخواندهای که ناگهان میپیچد، و به شبحِ حضوری که در عطرِ مانده در هوا نفس میکشد.
گربه کوچولو… گاهی آدمها نمیرن؛ فقط مهاجرت میکنند به سرزمینی دیگر در خاطراتِ نابی که رنگ نمیبازند، و در رسمِ کوچکی که از تو به یادگار میماند.
پس دلت را قرار بده، در این خانهی آرامِ خاطره، و یاد بگیر چگونه با سایهی خوشبختیِ گمشده، به سوی فردا گام برداری.