دستاشو از زیر چونش برداشت و دست ب سینه شد
به جا سیگاری نگاه کرد و گفت :"ولی ارزششو نداره ، پیش این آدما موندن احمقانه ترین کار ممکنه !
باید رفت ، دل کندو رفت !
باید از این آدما بدون خداحافظی دور شد ...
باید تنهاشون بزاری که دلشون برات تنگ بشه ، البته اگه بشه .
این آدما وانمود به فهمیدنت میکنن اما کو فهمیدن؟
نمیفهمن ، همشون یه جوری میخوان اشکتو ببینن، ارزش نداره ، باید رفت !
به جا سیگاری نگاه کرد و گفت :"ولی ارزششو نداره ، پیش این آدما موندن احمقانه ترین کار ممکنه !
باید رفت ، دل کندو رفت !
باید از این آدما بدون خداحافظی دور شد ...
باید تنهاشون بزاری که دلشون برات تنگ بشه ، البته اگه بشه .
این آدما وانمود به فهمیدنت میکنن اما کو فهمیدن؟
نمیفهمن ، همشون یه جوری میخوان اشکتو ببینن، ارزش نداره ، باید رفت !