سرسره بازیو دوس دارم!
هنوزم میتونم برم تو محوطه بازی و بدون فکر کردن به نگاه های بچه های فسقلی تو سرسره و بدتر از اون ادمای دورم، محو بازی شم! ولی یه چیزایی هست که هرکار کنیم، فرق کرده و دیگه نمیتونیم به حالت اول برشون گردونیم مثلا بچه که بودیم، عادت داشتیم ،در حالی که کفشامونو دراوردیم که سر نخوریم، از سرسره بریم بالا و این به غیر از اینکه از نظر آدما زشته که یکی تو سن من این کارو کنه، بابت تلف کردن وقت بچه ها که بالا منتظرن که بیان پایین، عذاب وجدان میگیرم . یا اون موقع معمولا وسیله های بازی اینجوری بود که چندتا بچه لات و پررو که درشت تر از بقیه بودن، اونجا رو به تصرف خودشون درمیوردن_که منم گاهی جزءشون بودم_ و بقیه برای استفاده از اون وسیله کلی دعوا میکردن و الان نمیشه اونجوری باشه دیگه:((
هنوزم میتونم برم تو محوطه بازی و بدون فکر کردن به نگاه های بچه های فسقلی تو سرسره و بدتر از اون ادمای دورم، محو بازی شم! ولی یه چیزایی هست که هرکار کنیم، فرق کرده و دیگه نمیتونیم به حالت اول برشون گردونیم مثلا بچه که بودیم، عادت داشتیم ،در حالی که کفشامونو دراوردیم که سر نخوریم، از سرسره بریم بالا و این به غیر از اینکه از نظر آدما زشته که یکی تو سن من این کارو کنه، بابت تلف کردن وقت بچه ها که بالا منتظرن که بیان پایین، عذاب وجدان میگیرم . یا اون موقع معمولا وسیله های بازی اینجوری بود که چندتا بچه لات و پررو که درشت تر از بقیه بودن، اونجا رو به تصرف خودشون درمیوردن_که منم گاهی جزءشون بودم_ و بقیه برای استفاده از اون وسیله کلی دعوا میکردن و الان نمیشه اونجوری باشه دیگه:((