فرشتههایی با بالهای سیاه؛ شاید تا وقتی که کلمهی فرشته را خواندید فکر خوبی و مهربانی، لطافت و ظرافت و از این قبیل معناها به ذهنتان رسید، اما باید بگویم.. این نژاد از فرشتههایی که حال میخواهم راجبشان حرف بزنم؛ فرشتههایی ساخته از بدی و شیطانی و سیاهی هستند. اِبیگِل؛ دختر پادشاه فرشتگان سیانِژ 'ژن سیاه' است. او به کشتار دست جمعی و قدرت معروف است. که البته قدرتمندی واقعا در او میجوشد. کشتن صدهزار اجنهی بیگانه در یک روز، کار سخت و غیرممکنی بود که به دست ابیگل ممکن شد. ابیگل از موجوداتی که سعی در نزدیک کردن خودشان به او دارند، خوشش نمیاید. به همین دلیل هم است که بیشتر عملیاتهای مهمی که به او سپرده میشود را به تنهایی انجام میدهد. او روزهایی که کار چندان مهمی ندارد، به تمرین های رزمیاش میرسد؛ ابیگل در این کار بسیار خوب است و حتی مردان قدرتمند و به قول ما پهلوان هم شجاعت و جسارت رو به رو شدن و رفتن در نبرد با ابیگل ندارند. این دختر بسیار چموش و باهوش است. همین موضوع هم کمک بسیاری در زندگی به او کرده است و میکند. دقیقا میداند در لحظات سختی که در جنگها برایش ایجاد میشود چگونه مبارزه کند و مشکلات را از بین ببرد. مانند نبرد 'پرخاس'، زمانی که پرندگان خاکستری و سفید رنگی انها را غافلگیر کردند و انگار به دست انها از اسمان سنگ میبارید، خیلی خوب با زدن تیرهای اتشی و سمی از پشت تپههایی که قابل دید برای پرندگان نبود، انها را از بین برد. ابیگل عاشق پرندهی زیبایش که دقیقا از وسط نصفش سیاه رنگ و نصف دیگرش با سفید نقاشی شده، است. نزدیکان میگویند فقط ان پرنده لبخند زیبای ابیگل را دیده. دختر موهای کوتاه و پسرانه مانند به رنگ خاکستری دارد، چشمان کشیده و نقاشی شده با خط چشم پررنگی که با او چشمانش اغواگرانهتر میشود. او نگاههای بسیار جذابی دارد و جنسیت مهم نیست، زن و مرد دیوانهی زیبایی ان دختر هستند. چندین سال میگذرد و حال او ملکهی سیانژ است. ملکه ابیگل؛ قدرتمندترین و سلطهگرترین فرشتهی سیانژ.
に’ t.me/iamadhatter , ♡︎
に’ t.me/iamadhatter , ♡︎