لیلیـوم '


Гео и язык канала: не указан, не указан
Категория: не указана


' خاطراتِ بیمارِ اتاقِ آبی ؛ شماره‌یِ ۱۰۰ '
— دردِ بی‌پایان ، " چشم‌آبیِ لی‌لی " « منِ بی تو »
, http://t.me/HidenChat_Bot?start=173686047 .

Связанные каналы

Гео и язык канала
не указан, не указан
Категория
не указана
Статистика
Фильтр публикаций


پس چنل می‌زنم و همرو می‌نویسم و بهتون می‌دم.




Репост из: Hidden Chat
فک میکنم چنل بهتر باشه..البته هرجور راحتییی


Видео недоступно для предпросмотра
Смотреть в Telegram


جواب چالش رو تویِ ناشناستون بفرستم یا براش چنل بزنم؟!


شماها پاک کنید مرسی.


فور نکنید.


― این پیام رو فوروارد کنید تویِ دیلیتون ( بی محتوا + اسپم نباشه ) و آهنگِ موردعلاقتون رو زیرش سند کنید تا با توجه به وایبِ دیلیتون و اون آهنگ، براتون یه متنِ کوتاه بنویسم.
ظرفیت : ۱۰ نفر.






” مردمکِ چشم‌هایش، دو دو می‌زد و لب‌هایش، پاره شده و خونی بود. دست‌هایِ لرزانش را به دیوارِ مقابلش کوبید، سپس به موهایش، چنگ انداخت و رویِ زمینِ سرد، سقوط کرد.
چشم‌هایش، مملو از اشک بودند و تاری، بر دیدگانش، هجوم آورده بود. لب‌هایِ کبودش را با بی‌جانی، از هم گشود و گفت: ' من نمی‌توانم.. نمی‌توانم بدونِ تو زندگی کنم. '
و چشم‌هایش را، آرام بست.
بعدِ آن، گویا از بدو تولد، لالِ مادرزادی بود که مرگِ بی‌صدایش، قرار بود، تمامِ جهان را فرا بگیرد.
می‌گویند، شهروندی که لیلیومش را در مرگ‌خانه‌یِ پاریس، بستری کرده، یادداشتی از خودکشی‌اش باقی‌مانده‌ است. او نوشته بود:
اگر می‌دانستم، بدونِ تو، زمستانِ زندگی‌ام، بهار نخواهد شد و دانه‌یِ در قلبم، بی جوانه زدن یا شکوفه شدن، یخ خواهد بست، کمی بیشتر، تو را می‌خواستم و چشم‌هایت را می‌بوسیدم و اشک‌هایت را، از رویِ گونه‌هایت، می‌زدودم. تو برایِ پژمرده شدن در دستانِ من، بسیار زیبا و دست نیافتنی بودی. “
‌
”‌ کاش گل‌هایِ لیلیومت را، که در دستانِ بی‌جان و ظریفت، مچاله می‌شدند و سپس با چنگ زدنِ به سینه‌ات و خاک کردنشان همراهِ خون، به جایِ سپردنِ به خاک، در جیبِ پیراهنم می‌گذاشتی.. پیراهنی که خریدی و همانطور، با کاغذ کادویِ آبی و گلِ میخک، در گوشه‌یِ اتاق خوابِ نفرت‌انگیزم، خاک خورد. “
‌
" یادداشتِ روان‌پزشک، جئون جونگ‌کوک، چشم‌آبیِ بی‌رحمِ بیمارِ اتاقِ شماره‌یِ صدم، متعلق به کیم لیلیوم، ویکتوری که تهیونگ صدا زده نمی‌شد و نویسنده‌ایی که یادداشت‌هایش، در آخرین تختِ فلزی، همراهِ لیلیوم‌هایش، به فراموشی سپرده شد. "
‌
― نامه‌یِ اولِ لی‌لی ؛ ۳۰ دسامبر ۲۰۲۲.





Показано 13 последних публикаций.

234

подписчиков
Статистика канала