چشمهامو بستم
بارها و بارها صدای قلبم رو شنیده بودم اما اولین بار بود که بهش گوش میدادم.
تپشی آرووم و گاهی نامنظم...
اولین بار بود که حس میکردم زندگی در من جریان داره، که وجود دارم
دیگه مهم نبود کسی منو میبینه یا نه! مهم نبود دیگران درمورد من چه فکری میکنن.
مهم نبود رویاهای من از دید همه چقدر محال و مسخره به نظر میاد!
در این سکوت جز صدای قلبم هیچ چیز دیگهای مهم نبود. صدایی که تمام ناممکن های منو ممکن میکرد، چرا که حس میکردم اگه دنیا منو تنها بذاره یه نفر هنوز پای تمام رویاهای من ایستاده.
من صدای قلبم رو شنیدم و سفر از همین جا برای من شروع شد!
از کتاب سفر کوانتومی وال تنها 🐋✨
#تنهاترین_وال_جهان
#کوانتوم
#ایمان_سرورپور
@Whalee_52