𝖣𝖾𝗅𝗂𝖻𝖺𝗅


Гео и язык канала: не указан, не указан
Категория: не указана


𝖨𝖿 𝗒𝗈𝗎'𝗋𝖾 𝗁𝖺𝗉𝗉𝗒, 𝗍𝗁𝖺𝗍'𝗌 𝖺𝗅𝗅 𝗍𝗁𝖺𝗍 𝗆𝖺𝗍𝗍𝖾𝗋𝗌.
∙ t.me/HidenChat_bot?start=5281322834
22.2.20

Связанные каналы

Гео и язык канала
не указан, не указан
Категория
не указана
Статистика
Фильтр публикаций


- لطفا صبور باشید.
- بخاطر چالش جوین نشید.
- ظرفیت مشخصی نداره فقط نگاه کنید خط نخورده باشه.


این پیام رو فوروارد کنین تا یه چنل با یه سری چیزای رندوم که وایبتون رو میدن براتون بزنم.
از اینجا چک کنید.


بنظرم آدم هایی که دلیبال رو دیدن دیگه هیچ فیلم و سریال سد اندی نمی‌تونه با احساساتشون بازی کنه.


نمیدونم از کی بیان احساساتم برام سخت شد. حتی نمیدونم کی باعث این شد که وقتی بالاخره تموم زورمو جمع کردم تا حرفایی که ذهنم رو شبیه یه سطل اشغال کرده رو به زبون بیارم یه صدایی بهم بگه هی برای چی میخوای انجامش بدی؟ کمکی که بهت نمیکنه. و من دوباره و دوباره ساکت بشم.
وقتی این سکوت میشکنه و حداقل میخوام توی تنهایی خودم حرف هام رو به در و دیوار بزنم، انقدر چیزایی که بهم فشار میارن زیادن که نمیدونم از کدوم شروع کنم.
از خانوادم بگم؟ از دوستام؟ از کسی که دوسش دارم گله کنم؟ یا همه چیز رو بندازم تقصیر زنده بودنم؟
در نهایت که خودمم میدونم همه‌ی اینا تقصیر خودمه.
منم که اجازه دادم خانوادم بی احساس و عصبانی ببیننم و هر لحظه نیش و کنایه بشنوم ازشون.
من اجازه دادم دوستام انقدر برام مهم بشن که به کوچیک ترین حرکاتشون بیشتر اهمیت و واکنش رو نشون بدم.
من قلبم رو دو دستی دادم به ادمی که ارزش و لیاقتش رو نداشت و گذاشتم بشکونتش.
من قلب و احساساتم رو برای ادمای اشتباه به حراج گذاشتم و اجازه دادم ازشون سو استفاده کنن.
پس چرا الان باید ازشون شاکی باشم وقتی تموم مشکلی که وجود داره خودمم؟


بهم ثابت کن که میتونم بدون نگرانی دوستت داشته باشم.


رابطه‌ای که مامانم با دوستام برقرار میکنه یجوریه حس میکنم این همه مدت که با دوستام اشناش نمیکردم خوشیه بزرگی رو ازش دریغ کرده بودم.


دارم به دور دست ها میرم عزیزم، جایی که عشقم به تو ضرری نزنه، جایی که بدون آسیب زدن و رنجوندن تو دوستت داشته باشم.
به من میگی دلیبال، زیاد بودن دلیبال زهره اینو میدونی..دلیبال زهره.
یه عشق بزرگ بهم دادی، موقع رفتن خیلی خوشبختم، تو هم خوشبخت باش و منو ببخش.
حتی اگر الان هم نبخشی، یه روز ببخش.
به اندازه‌ای که نتونی بشماری میبوسمت.
به اندازه‌ی ستاره ها میبوسمت.


Видео недоступно для предпросмотра
Смотреть в Telegram


وقتی برای بار چندم در روز قلبم شروع به تیر کشیدن میکنه، تنها سوالی که شکل میگیره اینکه واقعا ارزششو داشتی؟


کیرم تو همه چیز جدی.




جونگکوکیم، نمی‌دونم چجوری نیاز هایی که فقط با بودنت کنارم بر طرف می‌شه رو بازگو کنم.
اما چیزی که می‌دونم، اینکه تو بهم با کیلومتر ها فاصله حس امینتی رو دادی که هیچکدوم از ادم های اطرافم نتونستن حتی حسی شبیه بهش رو بدن.
تو برام آرامشی رو رقم زدی که قرص های مسکن حتی یکمش رو هم نمی‌تونن به بدنم منتقل کنن.
حرف هات انقدری قشنگن که همیشه باعث عوض شدن مودم و بهتر شدن حالم میشه و ناراحتی و عصبانیتم رو فراموش می‌کنم.
فکر هایی که به تو مربوط میشن انقدر قشنگن که وقتی غرقشون می‌شم مغزم کوچیک ترین تلاشی برای جایگزین کردنشون با اورثینک نمی‌کنه، اخه می‌دونی اون هم مثل قلبم عاشق فرفری موهات و خط هایی که کنار لب هات موقع لبخند زدنت شکل می‌گیره شده.
گیف های بغلی که تو بهم می‌دی محبت و گرمایی رو به روحم هدیه می‌ده که هیچکس ندارتش.
ولی خودمونیم ها، تو با این همه فاصله انقدر قشنگی و انقدر خاصی برام، اگر پیشم بودی چجوری قلبم بیشتر از این عاشقت می‌شد؟
اگر هر روز صبح بجای اینکه بهت تکست بدم و صبح بخیر بگم، با بوسه بارون کردن صورت خواستنیت بهت میگفتم صبح شده، یا بغلت موقع عصبانیت هاییم که سرم شروع میکنه به نبض زدن در دسترسم بود، یا عطر موهات رو می‌تونستم بجای بوی این گل ها استشمام کنم، یا مثلا صدات رو زیر گوشم می‌شنیدم و نفس هات به گردنم برخورد میکرد و دوباره به این پی میبرم چقدر صدات روحمو آروم میکنه.
جدی چقدر اینجوری زندگیم قشنگ می‌شد..کاش می‌تونستم فاصله‌ی بینمون رو به صفر برسونم و حداقل برای چند دقیقه طعم توی بغلت بودن رو بچشم.


خب عزیزم. تعریف کن برام. از همه چیزم بودن به بکیرم بودن تبدیل شدی. این موفقیتت رو چطوری میخوای جشن بگیری؟


کی قراره مغز و قلبم دربارت به توافق برسن؟ کی میذارن بدون اورثینک دوستت داشته باشم و بشینم زیبایی‌هاتو تماشا کنم؟
مغزم همش برام تکرار میکنه که چطوری قلبمو شکوندی و چه دورانی رو بدون تو گذروندم تا بتونم دوباره بدون سنگینی قفسه سینم بخاطر کند بودن تپش قلبم نفس بکشم. بهم یاداوری میکنه چه کلماتی رو کنار هم چیدی و جمله‌هایی رو ساختی که باعث شدن چشمام با هر دفعه یادآوریشون اشکی بشن. همش تکرار میکنه چند بار بهم گفتی احساساتم جز مایه عذاب چیزی بیشتر برات نبوده و تنها چیزی که ازم میخوای دور شدنمه.
ولی مگه قلبم زبونش رو میفهمه؟ موقعی که مغزم داره براش توضیح میده چه کارهایی باهام کردی و چرا دیگه نباید دوستت داشته باشه انگار کر میشه.
فقط میگه دوستت داره و براش با همه فرق داری، میگه تو نباشی نمیتونه درست بتپه.
با این حال خودشم قبول داره ها، میدونه تو چقدر اذیتش میکنی و بهش اسیب میرسونی اما چشماش کوره. بازم با کوچیک ترین کارت همه‌ی خودش رو تقدیمت میکنه.
تقابل این دوتا باعث میشن ندونم بودنت رو میخوام یا نبودنت رو پس فکر نکنم هیچوقت جنگشون تموم شه دلیبال.




زندگیم سخته، نبودن تو کنارم سخت ترش میکنه.


تو بهم بگو، وقتی دارم لا به لای فرفری موهات نفس میکشم و با هر دم و باز دمم عطر موهات که شبیه گل شب‌بوئه رو وارد ریه هام میکنم، کی میتونه اون لحظه از من خوشبخت تر باشه؟




اگر میشد با بغل یکی رو کشت، بنده بعد دیدن تک تک دوستای مجازیم اسمم به عنوان قاتل سریالی معروف میشد.


لحظه‌هایی که کنارت سپری می‌شه و با هر دم و بازدمم می‌تونم عطر تنت رو حس کنم و سرم رو روی پاهات بذارم تا چند ثانیه‌ای آرامش بگیرم جزو لحظه هاییه که دلم می‌خواد زمان همونجا بایسته و من تا آخر عمرم منظره‌ی رو‌به‌روی چشم‌هام تویی باشه که از ته دل می‌خنده و با دست‌هاش لپ‌هامو فشار می‌ده.

Показано 20 последних публикаций.

117

подписчиков
Статистика канала