در میان شعرهایم میشود حس کرد
بوی زلف پریشان تو را
می شود مات و مبهوت شد از دو مروارید چشمانت
تمام وجودم عشق تو را
جار میزند
از چشمانم گرفته که جز تو را نمی بیند..
تا لب هایم که جز نام تو
با هیچ نامی اشنا نیست.
میبینی که آغشته ام سراپا به عشق تو !
بوی زلف پریشان تو را
می شود مات و مبهوت شد از دو مروارید چشمانت
تمام وجودم عشق تو را
جار میزند
از چشمانم گرفته که جز تو را نمی بیند..
تا لب هایم که جز نام تو
با هیچ نامی اشنا نیست.
میبینی که آغشته ام سراپا به عشق تو !