📌 تحليل مرکز مطالعات سیاست خارجی شبکه نخبگان موضوع: چشمانداز جنگ یا عدمجنگ ایران با آمریکا و اسرائیل
در روز های اخیر، بحث درباره احتمال مواجهه مستقیم نظامی بین ایران با اسرائیل و ایالات متحده آمریکا بارها در رسانهها و محافل سیاسی مطرح شده است. اما بررسی واقعگرایانه وضعیت فعلی نشان میدهد که یک درگیری و جنگ در کوتاهمدت نه منطقي است و نه محتمل — و این نتیجه مبتنی بر مجموعهای از عوامل ساختاری، منافع سیاسی و محاسبات استراتژیک است:
۱) محاسبات داخلی رقیبان سیاسی خارجی: در اسرائیل، نخستوزیر و تیم سیاسی در دورهای حساس قرار دارند که انتخابات و ثبات داخلی را تحت تأثیر قرار میدهد. اتخاذ سیاستهای جنگطلبانه میتواند به تضعیف ائتلاف سیاسی آنان منجر شود و از این رو اقدامات رادیکال علیه ایران، به نفعشان نیست.
۲) اولویتهای انتخاباتی در ایالات متحده: رئیسجمهور و کنگره آمریکا معمولاً در آستانه انتخابات مياني و رقابتهای داخلی، با حساسیت بیشتری نسبت به هزینههای انسانی، اقتصادی و سیاسی جنگ برخورد میکنند. تجربههای قبلی نشان داده که اعلام جنگ مستقیم با ایران، هزینههای زیادی برای سیاستمداران آمریکایی دارد و در نتیجه، تمایل به جنگ کاهش مییابد.
۳) پیچیدگی جغرافیایی–استراتژیک و هزینههای اقتصادی: هرگونه درگیری مستقیم با ایران، منجر به اختلال گسترده در مسیرهای انرژی جهانی (مثلاً تنگه هرمز) خواهد شد — این امر نه فقط برای ایران، بلکه برای اقتصاد جهانی و حتی برای متحدان آمریکا و اسرائیل هزینهزا خواهد بود. علي رغم اينكه ونزوئلا به عنوان كشوري با بيشترين ذخاير نفتي در اختيار آمريكا قرار گرفت اما امروز توليد نفت خام اين كشور معادل روزانه يك ميليون بشكه و نياز داخلي آن معادل ١.١ ميليون بشكه در روز ميباشد و براي رسيدن به حد بهره برداري مدنظر آمريكا حدود ٦ سال زير ساخت و … نياز هست.
🔹 جمعبندی مركز مطالعات سياست خارجي شبكه نخبگان ايران
بر اساس تحلیل منطقی از منافع سیاسی، محاسبات داخلی بازیگران خارجی و واقعیتهای ژئوپلیتیک، درگیری مستقیم و جنگ بین ایران با آمریکا یا اسرائیل در حال حاضر سناریو محتمل نیست. اگرچه تنشها و حوادث منطقهای ممکن است ادامه یابد، اما جنگ مستقيم به دلایل استراتژیک، اقتصادی و سیاسی برای طرفهای اصلی یک گزینه کمجاذبه و پرهزینه است.
@Iran_Elites_Net
در روز های اخیر، بحث درباره احتمال مواجهه مستقیم نظامی بین ایران با اسرائیل و ایالات متحده آمریکا بارها در رسانهها و محافل سیاسی مطرح شده است. اما بررسی واقعگرایانه وضعیت فعلی نشان میدهد که یک درگیری و جنگ در کوتاهمدت نه منطقي است و نه محتمل — و این نتیجه مبتنی بر مجموعهای از عوامل ساختاری، منافع سیاسی و محاسبات استراتژیک است:
۱) محاسبات داخلی رقیبان سیاسی خارجی: در اسرائیل، نخستوزیر و تیم سیاسی در دورهای حساس قرار دارند که انتخابات و ثبات داخلی را تحت تأثیر قرار میدهد. اتخاذ سیاستهای جنگطلبانه میتواند به تضعیف ائتلاف سیاسی آنان منجر شود و از این رو اقدامات رادیکال علیه ایران، به نفعشان نیست.
۲) اولویتهای انتخاباتی در ایالات متحده: رئیسجمهور و کنگره آمریکا معمولاً در آستانه انتخابات مياني و رقابتهای داخلی، با حساسیت بیشتری نسبت به هزینههای انسانی، اقتصادی و سیاسی جنگ برخورد میکنند. تجربههای قبلی نشان داده که اعلام جنگ مستقیم با ایران، هزینههای زیادی برای سیاستمداران آمریکایی دارد و در نتیجه، تمایل به جنگ کاهش مییابد.
۳) پیچیدگی جغرافیایی–استراتژیک و هزینههای اقتصادی: هرگونه درگیری مستقیم با ایران، منجر به اختلال گسترده در مسیرهای انرژی جهانی (مثلاً تنگه هرمز) خواهد شد — این امر نه فقط برای ایران، بلکه برای اقتصاد جهانی و حتی برای متحدان آمریکا و اسرائیل هزینهزا خواهد بود. علي رغم اينكه ونزوئلا به عنوان كشوري با بيشترين ذخاير نفتي در اختيار آمريكا قرار گرفت اما امروز توليد نفت خام اين كشور معادل روزانه يك ميليون بشكه و نياز داخلي آن معادل ١.١ ميليون بشكه در روز ميباشد و براي رسيدن به حد بهره برداري مدنظر آمريكا حدود ٦ سال زير ساخت و … نياز هست.
🔹 جمعبندی مركز مطالعات سياست خارجي شبكه نخبگان ايران
بر اساس تحلیل منطقی از منافع سیاسی، محاسبات داخلی بازیگران خارجی و واقعیتهای ژئوپلیتیک، درگیری مستقیم و جنگ بین ایران با آمریکا یا اسرائیل در حال حاضر سناریو محتمل نیست. اگرچه تنشها و حوادث منطقهای ممکن است ادامه یابد، اما جنگ مستقيم به دلایل استراتژیک، اقتصادی و سیاسی برای طرفهای اصلی یک گزینه کمجاذبه و پرهزینه است.
@Iran_Elites_Net