من نمیدونستم باید برات نامه بنویسم یا صدامو ضبط کنم
ولی میخوام بدونی
من واقعا نمیخواستمش
من واقعا نمیخواستم اینطوری تموم شیم
برای یکبارم که شده ، یکبار توی زندگیم فقط یک چیزو ، ینفرو واسه خودم خواسته بودم
و دیدی؟
دیدی چطوری خواستمت؟
دیدی چطوری وقتی جات گذاشتم پشت اون در قبل از اینکه برگردم چقدر سیگار کشیدمو کشیدمو کشیدم؟
ندیدی قلب
نه که نخواسته باشی ببینی
من نزاشتم که ببینی
متاسفم که قراره بین این همه بودنات من بازم کسی باشم که قرار نیس حضور داشته باشه
ببخشید اگه یادم دادی چطور درمونت باشم ولی نموندم نشونت بدم چطوری مرحم میشدم رو دردات
چشمات
موهات
همه جلو چشامه
وقتی برای بوسه اخرمون چشماتو بسته بودی من باز نگهشون داشتم تا برای آخرین بار ببینم تارای سفید رنگت چجوری میون مشکیات دلبری میکنه
یکی از پیراهنات تنمه
آره درست همین الان تنمه
نه که بخوام گریه کنم
من آدم گریه نیستم
ولی بدجوری بوی تورو میده
دلم تنگ میشه واسه عطرت
من میخواستم تا آخرین لحظه بوی تورو رو تک تک سلولام حس کنم
یادم باشه چرا اینجام
دارم چیکار میکنم
برای کی دارم این کارو میکنم
اره
اره میدونم نامردیه
میدونم دارم درد میشم تا درد نشی
ولی میخوام قلبت بتپه به جای من
اونقدر محکم بتپه که وقتی قلب من دیگه نتپید بدونم کیلومتر ها اونور تر دارم تو قلب یکی دیگه میتپم
اره برام سخته
سخته ازت بگذرم
اصلا چجوری بگذرم از دستات وقتی اونقد دلبرانه حلقه میشد دور گردنمو خدای من!
یادته توی ویلا توی اون جنگل بزرگ چطوری کنار اون درخت سرو بوسیدمت؟
میگن درخت سرو همیشه رسیدن میاره
ولی من میدونستم سهم من هیچوقت رسیدن نیست
ولی تو بهم قول بده
بهم قول بده چشماتو ببندی
روزایی ک برف میاد باز نگهشون ندار
میشناسمت من
چشماتو که ببندی برف میشم میام میشینم رو گونه های گرمت اینطوری میبوسمت
دیدی قرار بود باشم دونه برفت؟
حالا دارم تیره میشم
بلاخره میشم تیره ترین دونه برف
ولی تو بمون
بمون که قلبم بنده به اون لرزش پلکات وقتی نگاه جدیمو میبینی
تو بمون قلب
بمون و بزار منم تو قلبت زنده بمونم حتی اگه دیگه نفس کشیدنی در کار نباشه
ولی میخوام بدونی
من واقعا نمیخواستمش
من واقعا نمیخواستم اینطوری تموم شیم
برای یکبارم که شده ، یکبار توی زندگیم فقط یک چیزو ، ینفرو واسه خودم خواسته بودم
و دیدی؟
دیدی چطوری خواستمت؟
دیدی چطوری وقتی جات گذاشتم پشت اون در قبل از اینکه برگردم چقدر سیگار کشیدمو کشیدمو کشیدم؟
ندیدی قلب
نه که نخواسته باشی ببینی
من نزاشتم که ببینی
متاسفم که قراره بین این همه بودنات من بازم کسی باشم که قرار نیس حضور داشته باشه
ببخشید اگه یادم دادی چطور درمونت باشم ولی نموندم نشونت بدم چطوری مرحم میشدم رو دردات
چشمات
موهات
همه جلو چشامه
وقتی برای بوسه اخرمون چشماتو بسته بودی من باز نگهشون داشتم تا برای آخرین بار ببینم تارای سفید رنگت چجوری میون مشکیات دلبری میکنه
یکی از پیراهنات تنمه
آره درست همین الان تنمه
نه که بخوام گریه کنم
من آدم گریه نیستم
ولی بدجوری بوی تورو میده
دلم تنگ میشه واسه عطرت
من میخواستم تا آخرین لحظه بوی تورو رو تک تک سلولام حس کنم
یادم باشه چرا اینجام
دارم چیکار میکنم
برای کی دارم این کارو میکنم
اره
اره میدونم نامردیه
میدونم دارم درد میشم تا درد نشی
ولی میخوام قلبت بتپه به جای من
اونقدر محکم بتپه که وقتی قلب من دیگه نتپید بدونم کیلومتر ها اونور تر دارم تو قلب یکی دیگه میتپم
اره برام سخته
سخته ازت بگذرم
اصلا چجوری بگذرم از دستات وقتی اونقد دلبرانه حلقه میشد دور گردنمو خدای من!
یادته توی ویلا توی اون جنگل بزرگ چطوری کنار اون درخت سرو بوسیدمت؟
میگن درخت سرو همیشه رسیدن میاره
ولی من میدونستم سهم من هیچوقت رسیدن نیست
ولی تو بهم قول بده
بهم قول بده چشماتو ببندی
روزایی ک برف میاد باز نگهشون ندار
میشناسمت من
چشماتو که ببندی برف میشم میام میشینم رو گونه های گرمت اینطوری میبوسمت
دیدی قرار بود باشم دونه برفت؟
حالا دارم تیره میشم
بلاخره میشم تیره ترین دونه برف
ولی تو بمون
بمون که قلبم بنده به اون لرزش پلکات وقتی نگاه جدیمو میبینی
تو بمون قلب
بمون و بزار منم تو قلبت زنده بمونم حتی اگه دیگه نفس کشیدنی در کار نباشه