🌻MarkHyuckist🌻


Kanal geosi va tili: ko‘rsatilmagan, ko‘rsatilmagan
Toifa: ko‘rsatilmagan


🌈عشق فقط بین زن و مرد نیست🌈

https://t.me/Park_Byun_Family: لینک گپ نظرات
https://t.me/BiChatBot?start=sc-454470-oZMsBl7: ناشناس چنلم

Связанные каналы

Kanal geosi va tili
ko‘rsatilmagan, ko‘rsatilmagan
Toifa
ko‘rsatilmagan
Statistika
Postlar filtri


پس...سناریو از کاپل مارکهیوک خواهد بود...🥰🌸


نزدیک گلخونه‌ی دانشگاه، یه فضای سبز دلنشینه که هربار برای میانبر زدن مجبورم از کنارش رد بشم...و واقعاً دلم میخواد یه روز بعد از ظهر، تنها برم اونجا و روی چمنا دراز بکشم...و به آسمون آبی بالای سرم نگاه کنم...


STUDY we☃️ dan repost
اگر امروز براش تلاش نکردی
یه نفر دیگه از صبح خروس خون با جوون و دل
واسش تلاش کرده
اگه‌تو براش تلاش نکنی
یکی دیگه تلاش میکنه و به دستش میاره
به چنگ میارتش !
پس‌ بیا یکم غیرت برگردن بگیریم
و اجازه ندیم چیزی‌که
میتونه برای ما باشه
دست یکی دیگه بیفته
و اون زندگیش کنه و ما حسرتش بخوریم !
غیرت به خرج بده...
خب ؟!
1400\12\5


جوری که اعتیاد به کار دارم>>>>>>>


‌ ‌‌‌ ‌ ‌ ‌‌‌ ‌ آیداے رضـــــا🥂 dan repost
دلوم دوس جدید خواست 🥲
این پیاممو فور میکنید چنلتون؟ منم ازتون فور میکنم 💛
-شومایی ک داری این پیامو میخونی من آیدام متاهلم و خونه خودمم...
خوشحال میشم با من همراه بشی 💓
اگه فور می‌زنید لطفا تا شب بمونه مرسی 🌱


میدونم خیلی بدجنسم...ولی اونایی که من و دیدن بگن چه شکلیم...😁😁😁😈


اونایی که تا الآن چهره‌ی من و دیدن، بیان توصیف کنن...ببینم نظرتون درباره‌ی من چی بوده؟!...😄


نومین...🦋🦋🦋


𝙉𝙚𝙤𝘾𝙞𝙩𝙮 ; dan repost
به نظر میاد جنو و جه‌مین قراره ام‌سی‌های kpopflex باشن!! >.


از چند روز پیش دارم به این فکر‌ میکنم که چقدر دلم میخواد موهامو رنگ کنم...
شاید آبی...شاید بنفش...شایدم نقره‌ای...
:))) ♡


قهوه‌ی سر صبحم و دریافت کردم، امّا هنوز خوابم میاد:((


تصور کنید یه نفر خیلی اتفاقی پا به زندگیتون میذاره...و میشه تمام داراییتون...
امّا سرنوشت...جداتون میکنه...
و هرروز با ترس از اینکه یکی دیگه بتونه جای شما رو توی زندگیش بگیره، زندگی میکنین...
این حس...خیلی ترسناکه...خیلی زیاد...


روزام بدون تو...
بیشتر شبیه کابوسه تا رویا....
میشه برگردی؟!


مثل روزهای گذشته...اون پسر عجیب و غریب با پوست برنزه، تا شب توی کافه‌ی دنج و کوچیکش، روی صندلی همیشگیش نشسته بود و بهش خیره شده بود...
نگاه سنگین اون پسر باعث میشد به سختی بتونه روی کارش تمرکز کنه...
آروم پسر رو صدا زد: عذر میخوام...دارم تعطیل میکنم...
پسر بدون هیچ حرفی بلند شد و از اونجا بیرون رفت...
مشغول تمیز کردن میزها بود که با صدای رعد و برق، متوجه شد که آسمون قصد باریدن داره...
به سمت در رفت که با جسم مچاله شده‌ی اون پسر عجیب و غریب زیر بارون مواجه شد...
آروم صداش زد: دوست داری بیای تو؟! خونه‌ی من طبقه‌ی بالاست...
خودشم نمیدونست چرا داره اینکار و میکنه امّا اون پسر مثل سیاهچاله‌ای بود که روحش و به درون خودش میکشید...

و داستان عاشقانه‌شون...از اون شب بارونی آغاز شد...⛈

#Markhyuck
#Short
⛈⛈⛈⛈⛈⛈⛈⛈⛈⛈⛈
ID: @ParkByun_Family


شما افسانه‌ها رو باور دارین؟!...

من خیلی شنیدنشونو دوست دارم...

مثلاً امروز خوندم، کسایی که ماه گرفتگی روی بدنشون دارن، اون رد مربوط به یه زخم، توی زندگی قبلیشونه...
و من یه ماه گرفتگی روی گردنم دارم که...خیلی هم دوسش دارم...🥰🌝


جوری که دلم میخواد کلی تحلیل مومنت و سناریو بنویسم امّا با تکالیف و پروژه‌های دانشگاه احاطه شدم...
خیلی دردناکه....
ولی چون قول دادم...تلاش میکنم تا فردا سناریوی جدید رو بذارم...🥰

شب همگیتون بخیر عزیزای دلم...خوابای رنگین‌کمونی ببینین!!!💕🌈


سناریو جدید با کاپل مارکهیوک باشه یا اون کاپل سیکرتی که نگفتم؟!
So‘rovnoma
  •   مارکهیوک
  •   کاپل سیکرت
23 ta ovoz


این همه راه کوبیدم اومدم کلاس...بعد میگه دیر اومدین استادتون رفته...میگم من تایم کلاسم ۱۱:۲۰ بوده...میگه نه استادتون رفته دیگه، غیبتم رد کرده...🥺


Kiss me hard before you go...


مال خودم خیلی خوب بود!!!😄🔥

20 ta oxirgi post ko‘rsatilgan.

52

obunachilar
Kanal statistikasi