سوال ۱ : فریبکار و حقه باز. ناراست
۲.شماتت و سرزنش
۳.وجد و خوشحالی
۴. بزرگ
۵.فروگذار
۶.خوالیگری
۷. مذلت . اهتزاز. ثمره.خواست
۸.الف : بوته و پالیز
۹.رقعتی نبشت به امیر : رقعتی به امیر نبشته شد .
۱۰.الف ) موش : مضاف الیه
ب) سخت : قید
۱۱. که : پیوند وابسته ساز
( و )به دوردست ها .. پیوند همپایه ساز
۱۲. میرزا : شاخص . وابسته پیشین
۱۳. (فرزند خود ، سلطان ولد )
سلطان ولد بدل از فرزند خود
۱۴. الف) جلودار : صفت فاعلی
ب ) آهنین : صفت نسبی
۱۵. دام برکندند و سر خویش گرفت : حذف شناسه فعل دوم
۱۶. الف) متروک شده
ب ) هم معنای قدیم و هم معنای جدید هردو کاربرد دارد
۱۷.تشبیه اسبی کوه پیکر و کنایه دل از ناظران می برد .
۱۸. الف) ۴
ب ) ۱
پ )۲
۱۹. جناس همسان یا تام
۲۰. الف) استعاره
ب ) مجاز
۲۱. الف) کنایه از نپذیرفتن و تسلیم نشدن
ب )کنایه از آمادگی برای سفر
۲۲.ویژگی ملی
۲۳. چهارپاره
۲۴.الف ) نادرست ب ) درست
۲۵. قسمت ب درسته
۲۶. مجید واعظی
۲۷. الف) 3
ب)۱
۲۸. (کنم جان خود را فدای وطن)
که با او چنین است پیمان من
۲۹. خوشبختی
۳۰. نماز ظهر
۳۱. الف ) غروب خورشید
ب ) میدان جنگ
۳۲. کنایه از صحبت کردن
۳۳.الف) خلقت انسان
ب: پیکر، جسم
پ) چون نتوانست به دل آنسان راه پیدا کند.
۳۴.ت
۳۵. الف: عدم وابستگی به دنیا
ب) اسیر شیطان شدن
۳۶. ماندگار شدن،ساکن شدن
۳۷.اما انسان موجودی است که همه اینها را با هم دارد و می تواند یکی یکی از آنها استفاده کند. گاهی سکوت می کند و گاهی حرف می زند، برتری انسان
۳۸. تاب آوری
۳۹.عدم اطاعت از خداوند
۴۰. شمس از شهر قونیه رفت
۴۱. در زیر جنازه اسب از شدت درد ناله می کرد.
۴۲. یک لایه از پوست و گوشت او کنده شد.
۴۳. کشتن تو برای من از پادشاهی در روی زمین هم بهتر است.
۴۴.موش به این حرف توجهی نکرد، مطوقه گفت: ابتدا بریدن بند از پای دوستانم واجب تر است.
۴۵. ای دوست بلند شو تا به سمت بلندی های جولان(کوه های جولان) حرکت کنیم و از آنحا به سرعت(با تاخت و تاز) تا مرز لبنان برویم.
۴۶.اطمینان چشم مرد را بینا کرد برای همین رفت و بر خداوند توکل نمود.
این پاسخنامه معلم من هست و من از درست بودن کامل اون مطمئن نیستم