یادداشت‌های لغوی و ادبی - آریا طبیب‌زاده


Kanal geosi va tili: ko‘rsatilmagan, ko‘rsatilmagan
Toifa: ko‘rsatilmagan


O‘xshash kanallar

Kanal geosi va tili
ko‘rsatilmagan, ko‘rsatilmagan
Toifa
ko‘rsatilmagan
Statistika
Postlar filtri


یا قمرا في السماء مسكنه
ونرجس الارض في البساتین
یا یاسمینا بالورد مختلطا
یا جلنارا فی طیب نسرین

«ابونواس»


"ای مه که به اوج چرخ تمکین داری
وای نرگس کز زمین بساتین داری
ای یاسمنی که با گل آمیخته‌ای
وای گلناری که بوی نسرین داری
"
@khaghaniliterature


Omid Tabibzadeh/ امید طبیب‌زاده dan repost
شهریار و روز ملی شعر و ادب فارسی

هیچ‌کدام از اشعار کلاسیک نیما به پای اشعار نو و «افسانۀ» او نمی‌رسند، اما شهریار توانست علاوه بر غزل‌های بی‌مانندش، شعری نیمایی نیز مانند «ای وای مادرم» بسراید که نه تنها در میان اشعار نیمایی، بلکه حتی در کل ادبیات فارسی جایگاهی یگانه و ویژه بیابد. البته شهریار دوسه شعر دیگر نیز به بحرطویل جدید (مانند «پیام به انشتن») و به وزن نیمایی (مانند «مومیایی» و «نقاش») سرود، اما آن اشعار هرگز به پای «ای وای مادرم»، که معجزه‌ای حلول یافته در زبان فارسی است نمی‌رسند. خود شهریار شعر «هذیان دل» را حاوی همان احساسات و عقایدی می‌داند که در «حیدربابا» آمده است (به نقل از سایه در کتاب پیر پرنیان‌اندیش)، اما به نظر بنده تنها شعر شهریار که از حیث صمیمیت وغلیان عاطفه و نیز تأثیر زیبایی‌شناختی بیان، توانست به مرتبتی نزدیک به «حیدربابا» برسد، همین شعر «ای وای مادرم» او بوده است.
باری می‌گویند شاعران رقابتی بی‌رحمانه دارند بر سر هرچه بیشتر ماندن و ریشه دواندن در جهان شعر (یا در «چمنزار باغ جنان»، به تعبیر شهریار)، اما گاه به رفاقت پرعطوفتی نیز در پشت این رقابت نهفته می‌توان اشاره کرد؛ مثلاً هرکجا «ای وای مادرم» خوانده شود، یاد نیما و طرز نیمایی نیز طنین‌افکن می‌شود. تو گویی این هر دو مرغ بهشتی با هم در چمنزار باغ جنان سکنی گزیده‌اند، و دیگر پای دربند دام جهان نیستند... باری تصور می‌کنم آن کسانی که روز وفات شهریار (27 شهریور) را روز ملی شعر و ادب فارسی قرار داده‌اند، صرفاً و حقاً به یک نکته توجه داشته‌اند و آن همانا شاعر بودن شهریار و حتی اشعرِ شعرا بودن او بوده است.

آهسته باز از بغل پله‌ها گذشت
در فکر آش و سبزی بیمار خویش بود
اما گرفته دور و برش هاله‌ای سیاه
او مرده است و باز پرستار حال ماست
در زندگی ما همه جا وول می‌خورد
هر کنج خانه صحنه‌ای از داستان اوست
در ختم خویش هم به سر کار خویش بود
بیچاره مادرم

هر روز می‌گذشت از این زیر پله‌ها
آهسته تا به هم نزند خواب ناز من
امروز هم گذشت
در باز و بسته شد
با پشت خم از این بغل کوچه می‌رود
چادرنماز فلفلی انداخته به سر
کفش چروک‌خورده و جوراب وصله‌دار
او فکر بچه‌هاست
هرجا شده هویج هم امروز می‌خرد
بیچاره پیرزن همه برف است کوچه‌ها...


از رقیعا تا عربوت.pdf
3.9Mb
کیامهر نامور و آریا طبیب‌زاده (۱۴۰۵): از رقیعا تا عربوت (بررسی نام هفت آسمان در روایات کیهان‌شناختی اسلامی و یهودی از منظر زبان‌شناسی تطبیقی)، پژوهش‌های زبانشناسی تطبیقی (۱۶/۳۱)، ص ۱۹۹-۲۵۲
@khaghaniliterature


از رقیعا تا عربوت (بررسی نام هفت آسمان در روایات کیهان‌شناختی اسلامی و یهودی از منظر زبان‌شناسی تطبیقی)
مقالهٔ جدیدی از بنده به‌همراه دوست عزیزم جناب آقای کیامهر نامور در نشریه وزین پژوهش‌های زبانشناسی تطبیقی

باسپاس فراوان از استاد عزیزم جناب آقای دکتر محمد راسخ مهند

در منابع اسلامی روایتی نقل شده که به ذکر نام آسمان‌های هفتگانه می‌پردازد. مقالۀ حاضر در مرحلۀ نخست دو صورت از این روایت را می‌نمایاند که یکی عمدتا در منابع حدیثی و گاه در بعضی منابع تفسیری از سلمان فارسی نقل شده و دیگری عمدتا در معراجنامه‌ها و قصص‌الانبیاها بعنوان قسمتی از حدیث معراج ابن عباس آمده است. نگارندگان در این مقاله نشان میدهند که تمام نقلهای این روایت درواقع صورت‌هایی تغییریافته از همان گونهٔ نخست یعنی روایت خلق آسمان سلمان فارسی است. نگارندگان با بررسی ۲۷۰ ضبط از نام آسمان‌ها در بیش از ۲۰ منبع، ابتدا به تبارشناسی نقل‌های این روایت در متون اسلامی می‌پردازند و آنگاه نوع کاربرد و میزان امانتداری نقل‌های گونه‌های این روایت را نشان می‌دهند. در گام بعدی، نگارندگان به شباهت ساختار روایت با روایت کیهان‌شناختی تلمود در رسالۀ حگیگا اشاره می‌کنند، سپس با تحلیلِ زبان‌شناختی و ریشه‌شناختیِ ضبط نام‌های آسمان‌ها در روایت اسلامی، نشان می‌دهند که نام بسیاری از آسمان‌ها در این نقل‌ها منطبق است بر نام و صفات آسمان‌ها در تلمود و عهد عتیق و برخی روایات یهودی دیگر. نهایتاً با بحث دربارۀ میزان اصالت سندهای روایت اسلامی، پیشنهاد می‌کنند که کل یا بخشی از این روایت احتمالاً مصداق اسرائیلیّات است.
@khaghaniliterature


آریا طبیب‌زاده Arya Tabibzadeh dan repost
ویلن‌نوازی استاد فتح‌الله مجتبایی
در دستگاه سه‌گاه و شور


(پیشتر دربارهٔ منزلت استاد مجتبایی در مطالعات زبان و ادب فارسی و نیز در موسیقی ایرانی و ویلن‌نوازی نوشته بودم)

با سپاس فراوان از استاد ارجمند جناب آقای دکتر محمدرضا عدلی که این اجرای استاد را در اختیار بنده قرار دادند
@aryatabibzadeh




Omid Tabibzadeh/ امید طبیب‌زاده dan repost
NF_Volume 25_Issue 3.pdf
2.9Mb
پوشهٔ pdf شمارهٔ دوم مجلهٔ آواشناسی و واج‌شناسی زبان‌های ایرانی، از انتشارات فرهنگستان زبان و ادب فارسی.


Omid Tabibzadeh/ امید طبیب‌زاده dan repost
شماره دوم مجله آواشناسی و واج‌شناسی زبان‌های ایرانی منتشر شد. پیوند دریافت مقالات:
https://nf.apll.ir/issue_34469_35337.html


آریا طبیب‌زاده Arya Tabibzadeh dan repost
#minab168
#میناب_۱۶۸
#دبستان_شجره_طبیه
#میناب

بهار آمد گل و نسرین نیاورد
نسیمی بوی فروردین نیاورد
بهار آمد شکوفه زد شکرخند
تگرگش آمد و از شاخه برکند

گل پرپر کجا گیرم سراغت
صدای گریه می‌آید ز باغت
صدای گریه می‌آید شب و روز
ببین بلبل چه می‌سوزد ز داغت

عزیزونم همه رفتند در خواب
ببین پرپرشده گل‌های میناب
@aryatabibzadeh




در این نگاره از نسخه‌ای از حملهٔ حیدری محفوظ در کتابخانهٔ بریتانیا نیز فراویز و بازافکن را بر بالاپوش سوار میبینم.


شاهین بحری
@khaghaniliterature


از نسخهٔ مقامات حریری (رقم A.F.9 کتابخانه ملی اتریش) کتابت ۷۳۴ ق.
@khaghaniliterature


توضیحی دیگر درباره مقاله
بنظر میرسد قطعهٔ دوخته‌شده بر گریبانِ بالاپوشِ دو فردِ منقوش در نگارهٔ ذیل از نسخهٔ مقامات حریری، همان «بازافکن» است. اینکه خاقانی در شعر خود، بازافکن را کنار فرآویز (سجاف، لبه و حاشیهٔ جامه) آورده، مؤید تعریف برهان قاطع برای بازافکن است؛ یعنی بازافکن هم نوعی مداخل (= بافتهٔ تزیینی) بوده که گرد گریبان دوخته میشده، مشابه همان نگارهٔ ذیل. بنابراین، بازافکند و بازافکن محتملا از همان معنای «رقعه بازافکندن، رقعه‌دوختن بر چیزی» گرفته شده و به «گشاد بودن گریبان» ربطی ندارد (بنده در مقاله، هر دو حدس را محتمل دانسته بودم اما الان گزینهٔ دوم را نامحتمل میدانم). بنابراین لفظ «عریض الجربان» (= عریض‌گریبان) نیز که در حاشیهٔ نسخه ۱۲۵۰ کوپرولو از دیوان ابونواس در شرح «بازبکند» آمده آمده، دلالت بر حاشیه‌دار و پهن‌بودن قسمت گریبان بالاپوش دارد. در بیت ابونواس که در آن، لغت بازبکند آمده، وصف نوعی شاهین یا باز آمده که شاعر آنرا به پوشیدن بالاپوش کرتهٔ سیاه و سپیدِ بازافکند وصف کرده، که شکل ظاهری آن بسیار شبیه است به لباسی که در نقاشی ذیل میبینیم.
@khaghaniliterature


تکمله‌ای بر مقالهٔ یادداشت‌های لغوی و ادبی ۷
اندکی پیش از انتشار مقاله، دریافتم که در بعضی نسخ رسائل جاحظ، لغت «بازبکند» به‌صورت «بازفکند» ضبط شده (مثلا ر.ک تصحیح عبدالسلام محمد هارون، ج ۱/ص ۱۹-۲۰، حاشیه)، که کاملا مؤید نظر بنده در مقاله است و اشتقاق این کلمه را از فعل «بازافکندن، یا abāz-abgandan در فارسی میانه» و نیز ارتباط لغوی آن با لغت «بازافکن» را نشان میدهد.
@khaghaniliterature


نامهٔ فرهنگستان dan repost
دربارۀ دستور خط فارسی شکسته.pdf
1.0Mb
«دربارهٔ دستور خط فارسی شکسته»، امید طبیب‌زاده، نامهٔ فرهنگستان (تحقیقات ادبی)، دورهٔ ۲۴، شمارهٔ ۴، مهر و آبان ۱۴۰۴، ص ۷-۲۲.


JAP_Volume 37_Issue 217_Pages 157-164.pdf
1.3Mb
آریا طبیب‌زاده (۱۴۰۵)، ««سبک‌پشتِ» بی‌سنگ: پاسخی به یادداشت ««سنگ‌پشت» سبک‌سنگ: قرائت عبارتی از
ترجمۀ تفسیر طبری»، آینهٔ پژوهش، ۲۱۷، ص ۱۵۷-۱۶۴

پاسخی است به نقدی از آقای میلاد بیگدلو بر مقالهٔ بنده (یادداشت‌های لغوی و ادبی ۶: سنگ‌پشت کردیم ایشان را...)
@khaghaniliterature


JAP_Volume 37_Issue 218_Pages 101-108.pdf
1.6Mb
آریا طبیب‌زاده (۱۴۰۵)، «یادداشت‌های لغوی و ادبی ۷: دربارهٔ «بازبکند» و «بازافکن»»، آینهٔ پژوهش، ۲۱۸، ص ۱۰۱-۱۰۸
@khaghaniliterature


یادداشت‌های لغوی و ادبی (۷): دربارهٔ «بازبکند» و «بازافکن»

منتشرشده در آینهٔ پژوهش، ۲۱۸، ص ۱۰۱-۱۰۸ (خرداد و تیر ۱۴۰۵)

این یادداشت دربارۀ دو لغت فارسی است که دلالت بر نوعی بالاپوش و یا قسمتی از جامه دارد؛ یکی «بازبکند» که در متون عربی به ‌صورت لغتی دخیل و به ‌معنای نوعی قبا به ‌کار رفته، و دیگری «بازافکن» که در شعر خاقانی آمده و ظاهراً به‌معنی رقعه‌ای است که بر پشت گریبان دوخته می‌شده (و احتمالاً موجب عریض‌شدن گریبان هم می‌شده است). با بررسی شاهدی از کاربرد لغت «بازبکند» در دیوان ابونواس و خاصه با توجه به شرح مذکور در حاشیۀ یکی از نسخه‌های کهن قرن پنجمی دیوان و همچنین شواهدی از آثار جاحظ، نشان می‌دهم که این کلمه به‌صورتِ «بازَبْکَنْد» تلفظ می‌شده، و ضبط‌هایی نظیر «بازیکند» و «بازْبَکَنْد» که در چاپ‌های امروزی معاصر از متون عربی هم آمده غلط است. این لغت دلالت دارد بر «پیراهن یا بالاپوشی دارای گریبان عریض» (و یا به‌تعبیری دیگر،«پیراهن دارای بازافکن») که میان سپاهیان و برخی درباریان نیز بسیار مستعمل بوده است. نهایتاً استدلال می‌کنم که «بازافکن» و «بازافکند» از حیث لغوی با هم مرتبط، و هر دو از مشتقات فعل «بازافکندن» (= بازافکندن رقعه یا پهن‌انداختن گریبان) است
@khaghaniliterature


قصّه‌ علی dan repost
«دیوان خاقانی شروانی» را از طاقچه دریافت کنید
https://taaghche.com/book/253327

20 ta oxirgi post ko‘rsatilgan.