تو کتاب زهیر یه افسانه آفرینش داشت که برام جالب بود. مثل اینکه این افسانه برمیگرده به اعتقاد مغولها نسبت به آفرینش، که میگفتن دنیا وقتی به وجود اومده که خدا تصمیم گرفته یه سگ وحشی و یه آهو رو سولمیت همدیگه قرار بده. در حال عادی، سگ باید آهو رو شکار کنه و آهو از حیوونای وحشی فراریه. ولی این اتفاق بین یه سگ وحشی و یه آهو اتفاق نمیفته و از این تغییر در طبیعت باعث میشه دنیایی که ما الان میشناسیم به وجود بیاد.
مشخصا تا اینجا متوجه شدید که چقدر این افسانه میک سنس نمیکنه و چقدر میشه بهش ایراد گرفت. مثلا اگر دنیا هنوز آفریده نشده، سگ و آهو کجا دنبال هم گشتن؟
ولی این چیزی نیست که توجهمو جلب کرد بلکه چیزی بود که مغولها به صورت نمادین از این افسانه گرفته بودن و بهش اعتقاد داشتن. اونا سگ وحشی رو نماد یه زن میدونستن چون قدرت و هوش داره، به جای استفاده صرف از قدرتش برای رسیدن به آهو از استراتژی استفاده میکنه و میتونه در کسری از ثانیه از حالت آرامش به حالت گارد و آماده به حمله در بیاد. آهو رو هم نمادی از مرد میدونستن چون سرعت بالا و دانش راجب جهان اطرافش داشته و میتونسته خوب با محیطش خو بگیره.
آی مین، این تیکهاش هم بدون نقص نیست و اگر بخوام خیلی ریز بشم یه چیزایی باز هست که باهاش مشکل دارم ولی به نظرم نمادهای متفاوت و جالبی بودن.
مشخصا تا اینجا متوجه شدید که چقدر این افسانه میک سنس نمیکنه و چقدر میشه بهش ایراد گرفت. مثلا اگر دنیا هنوز آفریده نشده، سگ و آهو کجا دنبال هم گشتن؟
ولی این چیزی نیست که توجهمو جلب کرد بلکه چیزی بود که مغولها به صورت نمادین از این افسانه گرفته بودن و بهش اعتقاد داشتن. اونا سگ وحشی رو نماد یه زن میدونستن چون قدرت و هوش داره، به جای استفاده صرف از قدرتش برای رسیدن به آهو از استراتژی استفاده میکنه و میتونه در کسری از ثانیه از حالت آرامش به حالت گارد و آماده به حمله در بیاد. آهو رو هم نمادی از مرد میدونستن چون سرعت بالا و دانش راجب جهان اطرافش داشته و میتونسته خوب با محیطش خو بگیره.
آی مین، این تیکهاش هم بدون نقص نیست و اگر بخوام خیلی ریز بشم یه چیزایی باز هست که باهاش مشکل دارم ولی به نظرم نمادهای متفاوت و جالبی بودن.