https://t.me/lcyy_heart
تایپم Istp
زود یاک لیو ، ژانر مورد علاقم ترسناک ، عاشقونه
توی پارتی وحشتناک پرسروصدا بودی. یک گوشه نشسته بودی و داشتی به این فکر میکردی که توی زندگیت چقد به آدم های اشتباه اعتماد کردی و چقد مورد سواستفاده قرار گرفتی..چقد توی زندگیت امتحان پس دادی و تجربیات تلخ داشتی. همون لحظه آدمی که توی این دنیا فقط اون برات مهم بود رو دیدی..زیبایی ازش میبارید. به سمتت اومد. سریع آزمایش دکتر رو توی کیفت گذاشتی و لبخند زدی.
نشست پیشت و گفت: «واو خیلی دلم برای صورتت تنگ شده بود»
لبخند زدی. گفت: بیا بریم یکی از این اتاق ها که ساکته.. اینجا خیلی سروصداست.
قبول کردی و باهاش به یک اتاق رفتی. همش حرف دکتر توی سرت میپیچید ``اگه تپش قلبت یکم بالا بره نمیتونی زنده بمونی. همینجوریشم خیلی توی خطری..``
ولی تو وقتی با اون بودی تپش قلبت روی هزار بود. چطوری میخواستی زنده بمونی؟
بغلت کرد..همون لحظه تپش قلبت تند شد و نفست گرفت. اون سعی داشت تو رو از خودش جدا کنه تا ببینه چه اتفاقی واست افتاده ولی تو اونو محکم تر بغل میکردی و آروم اشک میریختی. ناراحت بودی که نمیتونی بیشتر از این کنارش باشی اما خوشحال بودی که آخرین لحظات عمرت رو پیش عشقت سپری میکنی. آروم آروم تپش قلبت واستاد و توی آغوشش رها شدی.. احساس آرامش``
تایپم Istp
زود یاک لیو ، ژانر مورد علاقم ترسناک ، عاشقونه
توی پارتی وحشتناک پرسروصدا بودی. یک گوشه نشسته بودی و داشتی به این فکر میکردی که توی زندگیت چقد به آدم های اشتباه اعتماد کردی و چقد مورد سواستفاده قرار گرفتی..چقد توی زندگیت امتحان پس دادی و تجربیات تلخ داشتی. همون لحظه آدمی که توی این دنیا فقط اون برات مهم بود رو دیدی..زیبایی ازش میبارید. به سمتت اومد. سریع آزمایش دکتر رو توی کیفت گذاشتی و لبخند زدی.
نشست پیشت و گفت: «واو خیلی دلم برای صورتت تنگ شده بود»
لبخند زدی. گفت: بیا بریم یکی از این اتاق ها که ساکته.. اینجا خیلی سروصداست.
قبول کردی و باهاش به یک اتاق رفتی. همش حرف دکتر توی سرت میپیچید ``اگه تپش قلبت یکم بالا بره نمیتونی زنده بمونی. همینجوریشم خیلی توی خطری..``
ولی تو وقتی با اون بودی تپش قلبت روی هزار بود. چطوری میخواستی زنده بمونی؟
بغلت کرد..همون لحظه تپش قلبت تند شد و نفست گرفت. اون سعی داشت تو رو از خودش جدا کنه تا ببینه چه اتفاقی واست افتاده ولی تو اونو محکم تر بغل میکردی و آروم اشک میریختی. ناراحت بودی که نمیتونی بیشتر از این کنارش باشی اما خوشحال بودی که آخرین لحظات عمرت رو پیش عشقت سپری میکنی. آروم آروم تپش قلبت واستاد و توی آغوشش رها شدی.. احساس آرامش``