𝘽𝙡𝙪𝙚 𝙝𝙤𝙪𝙨𝙚``


Channel's geo and language: not specified, not specified
Category: not specified


``•💙💤•``
``•Ell 17 ISTJ•``
``•Sorry I need to sleep for long time•``

Related channels

Channel's geo and language
not specified, not specified
Category
not specified
Statistics
Posts filter


Everything is BLUE!


``𝙎𝙤𝙢𝙚𝙩𝙞𝙢𝙚𝙨 𝙢𝙚𝙢𝙤𝙧𝙞𝙚𝙨 𝙨𝙢𝙚𝙡𝙡 𝙡𝙞𝙠𝙚 𝙙𝙚𝙖𝙩𝙝


خدانکنه(:


فدات بشم :)


میدونم زیاد خوب نیست به بزرگی خودتون ببخشین


ممبر جدید داریم
خوش اومدی


و تموم






"بنفش"
بی سروصدا وارد اتاق خودش شد و پشت در موند و نفس عمیقی کشید.
شلوغی بیش از حد داشت کلافش می‌کرد و صداها اذیتش میکردن.
چراغ اتاقش رو روشن کرد و برای چند ثانیه چشماشو بست.
اینکه همه بخوان به چشمای بنفشش خیره بشن اذیت کننده بود.
درسته،چشمای اون بنفش بود...
انگار دوتا جواهر بنفش داشت و هرکسی مجذوب اون چشما میشد.
صدای در اونو از افکارش خارج کرد
-هیونگی؟میتونم بیام تو؟
سری تکون داد و زمزمه وار گفت
+بیا
دختر کوچولویی خودشو انداخت تو اتاق و در رو بست و رو به روش نشست
-هیونگ...تو یه فرشته ای،با بال های بنفش
لبخند محوی زد و جواب داد
+بال؟تو بال میبینی؟
-من میبینمشون...اونا خیلی خوشگلن،مثل چشمات
دست هیونگشو گرفت و ادامه داد
-هیونگ‌ تو دنیای بنفش منی!
https://t.me/lserendipiityl






"هوای مه آلود"
تاریکی شب و مه شدید مانع دیدش میشد.
البته براش عادی بود،چون توی سرش هم مه شدیدی بود و مانع میشد تا آروم باشه.
به قدماش سرعت بخشید و با خودش کلنجار میرفت.
زیادی مه وجودشو فرا گرفته بود و خودش خوب میدونست که این خوب نیست.
باید از شر اون مه خلاص میشد.
مه هر لحظه شدید تر میشد و دیدش کمتر...
انقدر به قدم زدن ادامه داد تا جایی که خسته شد،ایستاد و نفس گرفت.
گرمای دست کوچیکی رو بین دستای سردش حس کرد
-بابایی...تو تنها نیستی
صدای دخترش بود،اون باید میدونست که دختر کوچولوش توی سخت ترین طوفان ها و شدید ترین مه ها کنارشه(:
https://t.me/koatae






"خاکستری"
گاهی اوقات دنیا روی رنگیش رو از ما میگیره...
پس چه رنگی میمونه برای دیدن؟
خاکستری!
خیلی وقت بود دنیا رو خاکستری میدید.
قدمای آرومش روی آسفالت خاکستری رنگ و آسمونی که همرنگ زمین شده بود براش خسته کننده بود.
پوزخند محوی زد و زبونشو از داخل دهنش به لپش فشار داد و زمزمه کرد:
-وقتشه به دنیای کوچیکم یه رنگ ببخشم.
و بقیه مسیر پیاده‌رویش رو به رنگ جدیدی که میخواست وارد زندگیش کنه فکر کرد.
اون لایق تموم رنگا بود!
https://t.me/TheDanielBang






"گیتار الکتریک"
نفس عمیقی کشید و سیگار مورد علاقش،مادوکس رو بین لباش گذاشت و روشنش کرد.
نگاهی به اطراف اتاقش کرد و گیتار الکتریک سیاه سفیدش رو برداشت و صداشو تنظیم کرد.
وقتش بود سکوت اتاق رو بشکنه...
همزمان با زمزمه کردن آهنگ جدیدی که نوشته بود شروع به زدن کرد و صدای آهنگ جدیدش گوش همسایه ها و افراد خونواده رو نوازش می‌کرد.
https://t.me/fauxSouriree



20 last posts shown.

32

subscribers
Channel statistics