بـے‌خـوابـے دࢪ‌‌ گـࢪ‌‌ینـویـچ‌ ‌ ‌


Channel's geo and language: not specified, not specified
Category: not specified


دهڪده‌اے دوࢪ‌‌ افتـاده بـا اࢪ‌‌واحـے مـࢪ‌‌ده‌𓂃❨ ‌
دࢪ‌‌ اینجـا صـاحبِ مـوزه‌ے قـدیمـے آࢪ‌‌میـده اسـت‌! ‌

Related channels

Channel's geo and language
not specified, not specified
Category
not specified
Statistics
Posts filter




این و این لطفا


Forward from: evangeline
این پیام + استیکر بالا و متنش رو ارسال کنید، ۲ پست مشخص کنید متقابل ارسال کنم اینجا 🎐






Forward from: ࣪ . ც𝓁𝒶𝒸𝓀 ‌‌‌‌‌ ◞
Video is unavailable for watching
Show in Telegram
‌ ‌‌‌ㅤ‌‌‌‌ ‌‌‌ㅤ‌‌‌‌🪚🪚🪚
𖥻 ‌ ‌ the walking dead
We're gonna beat this world




Forward from: ‌ ‌‌𝖠𝖻𝗌𝗂𝗇𝗍𝗁𝖾




Forward from: 𝘛𝘩𝘦 𝘞𝘰𝘭𝘧 چک
𝖳𝗁𝖾 𝗅𝖺𝗌𝗍 𝗆𝖾𝖾𝗍𝗂𝗇𝗀💭
𝘵𝘰𝘱 𝘵𝘰𝘱💤




Forward from: Jennie kim..ღ
در دل کوچه‌های نم‌زده‌ی پاریس، جایی میان مه صبحگاهی و بوی تلخ قهوه‌ی تازه، پسری بود با نگاهی دور و دلی بی‌قرار. نه از آن بی‌قراری‌هایی که زود سپری می‌شوند، بلکه از آن دست التهاب‌هایی که ریشه در روح می‌دوانند، بی‌آنکه خود بفهمی کِی آغاز شده‌اند.
او سال‌ها در سکوت زندگی کرده بود؛ در سایه‌ی سنگ‌فرش‌های خیس، میان واژه‌هایی که هیچ‌گاه بر زبان نیاورده بود. اما آن روز، هنگام عبور از پل آلکساندر سوم، که خورشید با خجالت بر لب رود سن می‌تابید، نگاهش با نگاهی گره خورد که تمام هندسه‌ی جهان را در هم ریخت. زنی، با شالی به رنگ شراب، ایستاده بود رو‌به‌روی باد، و چشم‌هایش، گویی از جنس همان غم‌های کهنه‌ای بود که او سال‌ها در دل پنهان کرده بود.
دلش لرزید. نه از سر ترس، که از شوق دیدار چیزی که همیشه در خیالش زیسته بود. پاریس، با تمام تاریخ و هنر و آوار نورهایش، برای نخستین‌بار به چشمش زنده آمد، چون او در آن لحظه نه شهر را، بلکه دل خودش را دید.
و آن‌گونه شد که پسری گم‌شده در کوچه‌های شعر، عاشق شد؛ نه با فریاد، که با نگاهی آهسته، آرام، اما کشنده. عشقی بی‌نام، بی‌صدا، اما با وزنی سنگین‌تر از تمام مجسمه‌های مرمرین پاریس.






Forward from: j - h
Video is unavailable for watching
Show in Telegram


Forward from: j - h
⠀ ⠀search file : user puppy
‌‌ ‌‌ t.‌‌me 18th 🎪 ’z folder


Forward from: j - h
Video is unavailable for watching
Show in Telegram


Forward from: j - h
⠀ ⠀search file : user puppy
‌‌ ‌‌ t.‌‌me 17th 🎱 ’z folder




Forward from: ㅤ𝘋𝘳𝘦𝘢𝘮
آن شب قلبم را به هزاران تکه تقسیم کرد؛ هر تکه اش پر از خاطره ها، نگاه‌ها و لحظه هایی بود که به او پیوند داشت. با این حال حتی شکسته ترین تکه های قلبم هم برایش می تپند.
هرچند آن شب درد را به تمام وجودم چشاند، اما هنوز هم مثل همان روز اول که دیدمش او را با تمام وجود می پرستم. نه زمان، نه فاصله و نه هیچ شکستنی نمیتواند عشقی را که در قلبم ریشه دوانده است از میان بردارد.
او برای من چیزی فراتر از یک عشق ساده است؛ او خورشید روزهای تاریک و آرامش طوفان‌های زندگی من است.

20 last posts shown.

107

subscribers
Channel statistics