نامیرا


Channel's geo and language: not specified, not specified
Category: not specified


به دنبالِ نامیرا کردنِ لحظات. 📸
حرفی سخنی بود اینجا هستم:
@ItsNamiraBot

Related channels

Channel's geo and language
not specified, not specified
Category
not specified
Statistics
Posts filter


خب فعلا تموم شد. چون استقبال خوبی شد فعلا حذفش نمی‌کنم که اگه بازم کسی خواست فوروارد کنه. پست‌هارو تا امشب نگه می‌دارم و بعد حذف می‌کنم. از سر زدن به دنیای خاص تک تکتون لذت بردم. ممنونم که شرکت کردید.🩵
اگه کسی جا مونده بود بهم توی ربات بگه.🫶🏻


بعضی آدما ذاتا دچار خاطره‌ن...
چقدر می‌فهمم نوشته‌هاتو. قلمت اونقدر روونه که نگاه آدم روی کلماتت سر می‌خوره. هیچوقت نوشتن رو رها نکن. شاعری و نویسندگی توی خونته✨


Forward from: ماحیـــا°^~
یکی از بدیای بزرگ سالی اینه که خاطرات آدم زیاد میشه، یعنی دیگه اکثر جاهایی که میری توشون خاطره داری، اکثر آهنگایی که میشنوی رو باهاشون خاطره داری، هر عطری رو که حس کنی حتی اگه به کوتاهی رد شدن از کنار یه رهگذره باشه، برات یادآور یه آدم و یه اتفاق میشه، و اکثر آدما برات میشن تکرار یه مدل ذهنی که بارها و باهاشون مواجهه داشتی.
گاهی فکر میکنم اون مکثی که آدمای میانسال موقع انجام کاراشون میکنن نه بخاطر ضعف، بلکه به خاطر سنگینیه خاطره هاییه که باخودشون حمل میکنن. بعضی آدمام ذاتا دچار خاطره‌ان، دچار تکرار، دچار مرور و دچار حسرت.


به به*-*
خوش‌نویسی قطعاً یکی از خاص‌ترین هنرهاست✨


Forward from: SÆED


قلمت و این‌که قربانی گوش می‌کنی>>>>>


Forward from: از اینجا که منم...
هرچه بیشتر می گذرد بیشتر متوجه این قضیه می شوم که تو آنقدر ها هم خوب نبودی. که تو آنقدر ها هم زیبا و رعنا نبودی. این عشق من به تو بود که تورا در مقابل چشم هایم زیبا و رعنا نشان می داد، که تو را کامل و بی نقص نشانم می داد. حالا که از درد نفس به سینه ام نمی رسد و تو کاری نمی کنی تازه می فهمم چقدر احمق بودم،همیشه من بودم که دنبال مرهم برای دردهایت بودم. من بودم که اگر زمین می خوردی و بلند شدن برایت سخت بود،کنارت می نشستم.
همیشه من بودم.......
اما حالا،حالا که از درد نفس به سینه ام نمی رسد،نبودنت را بیشتر از همیشه احساس می‌کنم؛حالا تازه می فهمم که تو هیچوقت نبودی.
بودی،اما نه کنار من.......


همین‌که بیبی یودا می‌بافی یعنی خیلی خاصی😌✨
نظر من گوش‌بلنده.


Forward from: هیچ‌وپوچ
من که رفتم بیبی یودامو ببافم🌚🧶


شما هم عکس‌های خفن زیادی داری✨
عکس‌های این کلوچه رو خیلی دوست دارم🍓




این عکس‌هات حس متفاوتی می‌دن✨


Forward from: Live,


دیدن چنین سوژه‌ای و عکس گرفتن ازش یعنی دقت نظری که مخصوص خودته✨


Forward from: «نوریس»
-


عجب عکس‌هایی و عجب اسمی. انگار رعد از دل قصه‌ها بیرون اومده✨




نوشته‌هات و قدرت تخیلت مخصوص خودته. تاحالا ندیدم هیچکس دیگه‌ای شبیه تو بنویسه. بیشتر بنویس و قلب همه رو با کلماتت لمس کن✨


Forward from: قوری گل قرمزی!
قدم هایش را آهسته برمی‌داشت تا شیروانی ها نریزد .
کفش هایش را از پنبه ساخته بود تا خواب پنبه ای بچه ها را پاره نکند .
قرار بود رویا های بچه ها را روی سرشان بریزد ولی نمی‌دانست چه کسی برای او از آسمان رویا خواهد ریخت.پس قدم برمیداشت و در هر قدم ، در هر انعکاسی که میدید (روی شیشه ها و آب های کف خیابان) خودش را تصور می‌کرد.

سال ها گذشت دیگر در انعکاس شیشه ها مردی با قدم های دراز نمیدید، کبوتر سفیدی بود که آرزوی پریدن داشت

دیروز دیدم که از شیشه ی پنجره یک کبوتر پرید
کسی حرفم را باور نکرد
ولی نمیدانم چرا از ان روز کسی در شهر ما رویا نمی‌بیند


قبلا هم بهت گفتم، اما می‌تونم تا همیشه بارها بهت بگم که تو خیلی خوب بلدی عکس‌های دوست‌داشتنی از روزمرگی‌هات بگیری و بعد با تلفیقش با یک نوشته‌ی دوست‌داشتنی‌تر حس خوب منتقل کنی✨

20 last posts shown.

94

subscribers
Channel statistics