یکی از بدیای بزرگ سالی اینه که خاطرات آدم زیاد میشه، یعنی دیگه اکثر جاهایی که میری توشون خاطره داری، اکثر آهنگایی که میشنوی رو باهاشون خاطره داری، هر عطری رو که حس کنی حتی اگه به کوتاهی رد شدن از کنار یه رهگذره باشه، برات یادآور یه آدم و یه اتفاق میشه، و اکثر آدما برات میشن تکرار یه مدل ذهنی که بارها و باهاشون مواجهه داشتی.
گاهی فکر میکنم اون مکثی که آدمای میانسال موقع انجام کاراشون میکنن نه بخاطر ضعف، بلکه به خاطر سنگینیه خاطره هاییه که باخودشون حمل میکنن. بعضی آدمام ذاتا دچار خاطرهان، دچار تکرار، دچار مرور و دچار حسرت.