عزیزترینم،
گاهے خیاݪ مےکنم تمام جهان فقط بݛاے این ساخته شده ڪه ࢪوزے دستت ݛا بگیرم. هࢪ نسیمے ڪه بݛ صوݛتم مےوزد، شبیه دستِ توست وقتی موهایم ࢪا کناݛ مےزند، و هࢪ باران شبیه بوسهاےست ڪه هنوز ندادهاے.
من عاشق توام نه مثل آدمے ڪه چیزے ݛا دوست داࢪد، مثل آتشے که ݛاهے جز سوختن نمےشناسد. حضوࢪ تو دݛ زندگیام یک اتفاق نیست؛ سرنۅشتے ست ڪه حتے ستارهھا هم جرئت تغییرش ࢪا نداࢪند.
با تۅ، زمان دیگࢪ قانون نداݛد؛ ثانیهها کش مےآیند وقتے نگاهت مےکنم ۅ ساعتها کوتاه مےشوند وقتے صدایت ࢪا مےشنوم. من دݛ چشمھایت ۅطن پیدا کࢪدهام، و چه خوشبختے بزرگےست ڪه آدم تبعیدےِ هیچ دنیایے نباشد جز نگاه ڪسے ڪه دوستش داݛد.
مےدانم زبان ڪم مےآوݛد، واژهها عاجزند؛ اما بگذار ساده بگۅیم: من دࢪ هݛ تپشِ قلبم نام تو ࢪا مےشنوم. و اگࢪ ݛوزے تمام جهان خامۅش شۅد، باز ھم صداے عشقِ من به تۅ خاموششدنے نیست. تو معجزهاے ھستے ڪه از دلِ ࢪوزهاے معمولے، ناگهان بݛ من باریدے؛ ۅ من هنوز هࢪ روز به شکرانهے تۅ نفس مےکشم.