من دݛ چشمھایت ۅطن پیدا کࢪدهام، و چه خوشبختے بزرگےست ڪه آدم تبعیدےِ هیچ دنیایے نباشد جز نگاه ڪسے ڪه دوستش داݛد.
نمیدونم چرا باید با این قسمت یاد یک کتاب بیافتم ولی خب..
مےدانم زبان ڪم مےآوݛد، واژهها عاجزند؛ اما بگذار ساده بگۅیم: من دࢪ هݛ تپشِ قلبم نام تو ࢪا مےشنوم.
خیلی نازه:((
ۅ من هنوز هࢪ روز به شکرانهے تۅ نفس مےکشم.
=)))