ما نیومدیم برای بینقص بودن. نیومدیم که همیشه بدرخشیم، که همیشه مطمئن باشیم، که همیشه بلد باشیم چه کنیم. که همیشه بدونیم قدر کارهامون دونسته میشه. نیومدیم تا همیشه جهان سمت ما باشه. همیشه طرف ما باشه. ما اومدیم تا بفهمیم کمال، همیشه رسیدن بهش نیست. اومدیم تا تجربه کنیم دلتنگی رو، تردید رو، عاشق شدن رو، و رها شدن رو. اومدیم تا بعضیوقتها هم سقوط کنیم، و گاهی نه از زمین، که از درونمون بلند شیم. جهان، منتظر هیچ قهرمانی نیست. حداقل هیچ قهرمانی از جانب ما. جهان منتظره تا ما خود واقعیمون رو زندگی کنیم. با تمام ترسهامون، تمام خستگیهامون. و با اون لحظههای تنهایی که فقط خودمون میدونیم چی در ما گذشته. زندگی، پیروزی نیست. حتی رسیدن هم نیست. زندگی، فهمیدنِ مسیره. اینکه کجا پاهات لرزید، کجا طاقت آوردی و حتی کجا گفتی «دیگه نمیکشم» ولی باز صبح فردا، بیدار شدی و راه افتادی. با یه دلِ ترکخورده اما هنوز زنده.