گیجتر از دیروزهام، دیگه هرجایی دارم خودم رو جا میذارم، توی کوچه یادم میره دست خودم رو محکم بگیرم، وسط خیابون دست خودم رو ول میکنم، تو مترو بین شلوغی خودم رو گم میکنم، حواسم پرتِ چیزایی شده که توی گذشته گیر کردن. انگار من آدم دیروزهام، آدم گذشته، آدم دور و بعید.