بِن • راننده • قاتل؟
سوار بر تاکسی سرخ، همانند همیشه شغلم را آغاز کردم. در تاریکیِ خیابانها حرکت کردم تا شاید مسافری سوار ماشینم بشود. میدانید؟ راننده بودن سخت است؛ همیشه باید زحمت زیادی بکشی و پول کمی دریافت کنی. اما وقتی مسافرانت ثروتمند باشند شاید توهم مانند هر انسان دیگری تحریک شوی؛ تحریک شوی تا از این شغل خلاص شوی. من حقم را دریافت نمیکنم؛ اما حق گرفتنیست.
تقدیم به:
☆ • ☆ • ☆ • ☆
سوار بر تاکسی سرخ، همانند همیشه شغلم را آغاز کردم. در تاریکیِ خیابانها حرکت کردم تا شاید مسافری سوار ماشینم بشود. میدانید؟ راننده بودن سخت است؛ همیشه باید زحمت زیادی بکشی و پول کمی دریافت کنی. اما وقتی مسافرانت ثروتمند باشند شاید توهم مانند هر انسان دیگری تحریک شوی؛ تحریک شوی تا از این شغل خلاص شوی. من حقم را دریافت نمیکنم؛ اما حق گرفتنیست.
تقدیم به:
☆ • ☆ • ☆ • ☆