مینا • مسافر سوم • قاتل؟
وقتی سوار تاکسی میشوم بوی دروغ را حس میکنم. میدانید؟ بوی دروغ از هر بوی دیگری زنندهتر است. میدانم میان این مسافران رازهایی پنهان وجود دارد و میدانم که قرار است یک نفر از آنها به مقصد نرسد. از کجا میدانم؟ من هم جزوی از نقشه هستم. نقشهای که بوی خون میدهد و میدانم که امشب شبی تاریکتر از همیشه است. اما شاید تاریکیاش من را هم در بر بگیرد. من، زنی که فقط به دنبال انتقام از آن راننده هستم، امشب خود به یکی از آنهایی تبدیل میشوم که دیگر هیچ چیز نمیداند.
تقدیم به:
☆ • ☆ • ☆ • ☆
وقتی سوار تاکسی میشوم بوی دروغ را حس میکنم. میدانید؟ بوی دروغ از هر بوی دیگری زنندهتر است. میدانم میان این مسافران رازهایی پنهان وجود دارد و میدانم که قرار است یک نفر از آنها به مقصد نرسد. از کجا میدانم؟ من هم جزوی از نقشه هستم. نقشهای که بوی خون میدهد و میدانم که امشب شبی تاریکتر از همیشه است. اما شاید تاریکیاش من را هم در بر بگیرد. من، زنی که فقط به دنبال انتقام از آن راننده هستم، امشب خود به یکی از آنهایی تبدیل میشوم که دیگر هیچ چیز نمیداند.
تقدیم به:
☆ • ☆ • ☆ • ☆