کریس • تعمیرکار ماشین • همراه قاتل
وقتی ماشین آنها میرسد، فقط کمی هول میکنم. همه چیز برنامه ریزی شده، فقط کافی است در گاراژ را ببندم تا او داخل بیاید، داخل بیاید و آن دو نفر را بکشد. وقتی به صورتشان نگاه میکنم یک نفرشان را میشناسم، او بود که ماشین را خراب کرد تا نقشه درست پیش برود و آنها به گاراژ من بیایند. به هر حال هر قاتلی همکاران خودش را دارد. درست موقعی که به بهانهای بیرون میروم تا آنها را حبس کنم سایهاش را میبینم. به سمت قربانیهایش میرود.
تقدیم به:
☆ • ☆ • ☆ • ☆
وقتی ماشین آنها میرسد، فقط کمی هول میکنم. همه چیز برنامه ریزی شده، فقط کافی است در گاراژ را ببندم تا او داخل بیاید، داخل بیاید و آن دو نفر را بکشد. وقتی به صورتشان نگاه میکنم یک نفرشان را میشناسم، او بود که ماشین را خراب کرد تا نقشه درست پیش برود و آنها به گاراژ من بیایند. به هر حال هر قاتلی همکاران خودش را دارد. درست موقعی که به بهانهای بیرون میروم تا آنها را حبس کنم سایهاش را میبینم. به سمت قربانیهایش میرود.
تقدیم به:
☆ • ☆ • ☆ • ☆