این پارادوکس در روابط روزمره و دوستانهام همیشه به وضوح دیده میشه. برای عدهای یک سری principleها رو رعایت میکنی و برای دیگری به راحتی زیر پا میگذاری.
چطور میتونیم دو یا چند شخصیت کاملاً متفاوت و حتی متناقض داشته باشیم با Moral و principleهای متضاد گاهی. و ریشهی (مثل روابط فیلمهای وودی آلن) این تقابل میان رابطه عاشقانه و منطقی (خیلی کلیشهوار) جدی از کجا میاد که اینگونه رفتارهای در ظاهر پارادوکسیکال با دو یا چند دوست یا معشوقه داریم؟ تفاوت در آنهاست یا تصویر آنها در من؟
به قول بهاره، به نظرم خیلی جالبه که عمیقترین قسمتهای وجودمون، متناقضترین قسمتهای وجودمون هستن؛ گاهی درست مانند یک راسکلینکف ضداخلاقی و شدیداً اخلاقی.
چطور میتونیم دو یا چند شخصیت کاملاً متفاوت و حتی متناقض داشته باشیم با Moral و principleهای متضاد گاهی. و ریشهی (مثل روابط فیلمهای وودی آلن) این تقابل میان رابطه عاشقانه و منطقی (خیلی کلیشهوار) جدی از کجا میاد که اینگونه رفتارهای در ظاهر پارادوکسیکال با دو یا چند دوست یا معشوقه داریم؟ تفاوت در آنهاست یا تصویر آنها در من؟
به قول بهاره، به نظرم خیلی جالبه که عمیقترین قسمتهای وجودمون، متناقضترین قسمتهای وجودمون هستن؛ گاهی درست مانند یک راسکلینکف ضداخلاقی و شدیداً اخلاقی.
La nuit chez Maud (1969) / Éric Rohmer